مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس


مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس 

نگاهی داریم به باشگاه منچستر یونایتد که در دنیا کاملا شناخته شده است و سابقه چند جام باشگاه اروپا و انگلستان را در کارنامه بلند بالای خود دارد. مستطیل سبز، از یک قرن پیش تا کنون، یکی از پر درآمد ترین فرصت های کسب و کار ورزشی را در اختیار فعالان و دست اندر کاران صنعت تبلیغات و بازاریابی کالا و خدمات قرار داده است.

 

فوتبال اکنون از جنبه های حرفه ای، یک صنعت تمام عیار به شمار می رود؛ صنعتی که مخاطبان میلیاردی داشته و هنرنمایی جادوگرانی چون پله، مارداونا، لیونل مسی و کریس رونالدو، جذابیت های آن را در نیم قرن اخیر صد چندان کرده است.روزیاتو قصد دارد امروز شیوه های درآمد زایی و کسب و کار یکی از برترین باشگاه های فوتبال جهان را به طور اجمالی بررسی کند. تا پایان مطلب همراه ما باشید.

 

فوتبال: داستان استعمار یا صنعتی نوین؟

برخی از افراد هنگامی که به فوتبال فکر می کنند، ناخودآگاه استعمار نوین در ذهنشان تداعی می شود. آن ها معتقدند، استعمارگران غربی از این شیوه برای سر کار گذاشتن صدها میلیون شهروند و گرفتن وقت، هزینه و سرمایه های مادی و انسانی آنها استفاده می کنند. سرمایه داران، اکنون توسط فوتبال و با ترفندهای مختلف، محصولات و خدمات خود را تبلیغ کرده و به فروش می رسانند.

 

تورنومنت های ورزشی مانند جام ملت های اروپا یا جام جهانی، میلیاردها شهروند در سراسر جهان را پای جعبه سیاه میخ کوب می کند. همه مردم دنیا تماشای جدال ۲۲ فوتیالیست را در مستطیل سبز دوست دارند. در خلال این نمایش عمومی جهانی، محصولات و خدمات مختلف مضر یا غیر مضر برای سلامت انسان ها، تبلیغ و معرفی می شوند.

 

چه در رقابت های المپیک چه در رقابت های فوتبالی، بعضاً شرکت هایی را مشاهده می کنیم که تولیدات و خدمات آن ها، به ازای تهدید سلامت انسان ها، جامعه و محیط زیست بدست آمده است. آن ها از این بستر تبلیغاتی پر بیننده، به عنوان ابزاری برای بهره برداری های سیاسی، اقتصادی و مالی استفاده می کنند.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

روزانه ده ها هزار نشریه و درگاه فوتبالی به صدها زبان در اختیار میلیون ها کاربر کره زمین قرار می گیرد. آن ها علاقه زیادی به خواندن آخرین تفسیرها و تحلیل ها درباره جدید ترین تحولات و اتفاقات دنیای مستطیل سبز نشان می دهند؛ تحلیل هایی که بعضاً با عناوین، القاب و بعضا هتاکی ها و فحاشی های گوناگونی همراه می شود. در برخی موارد، کار به نزاع های خونین خیابانی نیز می کشد.

 

رقابت ۲۲ نفر در زمین فوتبال، به قدری داغ و جنجالی می شود که ملت های کمتر توسعه یافته و بعضاً فقیر جهان مانند پرتغال، برزیل و مکزیک، دردهای کهنه خود را به خاطر فوتبال و فوتبالیست ها فراموش می کنند. مردم هزینه های زیادی برای تماشای مسابقات فوتبال می پردازند. این مسئله در کشور ما نیز وجود داد و از نظر جامعه شناسی باید مورد بررسی قرار گیرد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویری از کارهای کثیف انجام شده در ورزش فوتبال

 

بعضی ها اعتقاد دارند همان داستان گلادیاتورهای روم باستان در کلوزئوم که در آوردگاهی پر از تماشاگر انسان ها را به جان یکدیگر می انداختند، اکنون به نوعی دیگر و با شیوه و رسم جدید، در زمین فوتبال اتفاق می افتد.ورزشی که قرار بود، عامل دوستی و تشویق رفتار عادلانه، منصفانه و منش جوانمردی در جهان شود، اکنون تبدیل به ابزار دلال ها و کاسبان مشروبات الکی شده است.

 

بارها در تلویزیون شاهد جدال های خونین و عجیبی در زمین فوتبال بوده ایم و مشاهده نمودیم که حرکت یک توپ در زمینی مستطیل شکل، سبب نزاع های خونین گسترده شده است.

 

پس این تصور درباره فوتبال نادرست نیست که این ورزش، امروزه با اصل و هدف واقعی خود فاصله گرفته و آنچه در آن اهمیت زیادی ندارد، ارزش های انسانی، اخلاقی و ورزشی است و با روح «fair play» نیز در تضاد آشکار قرار دارد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویری از درگیری ها در زمین فوتبال

 

درآمد سالانه برخی باشگاه های اسپانیایی، آلمانی و انگلیسی، از درآمد تولید کالاهای اساسی هزاران کارخانه در سراسر جهان بیشتر است. تبلیغات و بازاریابی های گسترده ای که باشگاه های فوتبال در مستطیل سبز به راه می اندازند، همچون هفته های مد و لباس، مخاطبان میلیونی داشته و میلیاردها نفر را به سمت خود می کشانند. اکنون ستارگان دنیای فوتبال همچون سوپر استار های استیج و پرده نقره ای، برای خود برند های معتبری به شمار می روند.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

(دلار، شعار بازی جوانمردانه FIFA را به رویا تبدیل کرده است)

 

به هر حال، داستان فوتبال را می توان هم تلخ و هم شیرین دانست. داستان صنعتی میان رشته ای و نوین است که بسیاری از افراد مانند سیلویو برلوسکونی (مالک باشگاه میلان ایتالیا و نخست وزیر سابق این کشور)، از این ورزش برای توسعه کسب و کار و قدرت سیاسی و اجتماعی بهره می گیرند.

 

در همین حال، باشگاه منچستر یونایتد انگلستان را می توان یکی از بزرگترین باشگاه های فوتبال جهان دانست. منچستر یونایتد یکی از ۵ باشگاه پر طرفدار و محبوب در جهان به شمار می رود. قهرمانی های دو دهه اخیر سبب شده که این باشگاه همچون رئال مادرید و بارسلونای اسپانیا، مخاطبانی دست به جیب در ۵ قاره جهان داشته باشد.

 

داستان شیاطین سرخ

باشگاه فوتبال منچستر یونایتد انگلستان، همچون هرولدز، اتوبوس های دو طبقه قرمز لندن، ودافون و صدها برند نام آشنای دیگر، برند معروف جزیره به شمار می رود. بسیاری از افراد انگلیس را با این باشگاه و بازیکنان بزرگ و اسطوره ای آن می شناسند.

 

شیاطین سرخ باعث شدند که شهر منچستر بیشتر از لندن برای جهانیان شناخته شده باشد. پایتخت اقتصادی اروپا (لندن)، از سال ۱۸۷۸ میلادی تحت تاثیر شهرت این باشگاه قرار گرفته است. تیم نخست شهر از اواخر قرن نوزدهم میلادی، نقش بسزایی در توسعه ورزش فوتبال در بریتانیا و قاره سبز ایفا کرده است.

 

ورزشگاه معروف اولدترافورد که ورزشگاه اختصاصی باشگاه به شمار می رود، یکی از ۱۰ ورزشگاه شناخته شده جهان بوده که به واسطه بردهای پیاپی منچستری ها، رسانه ها از آن با عنوان جهنم یاد می کنند. ما قبلا در مطلبی موزه این آوردگاه دیدنی را به شما معرفی کرده بودیم.

 

شکست دادن منچستر یونایتد در این ورزشگاه برای رقبا بسیار سخت است. بازیکنان تیم های حریف که در این مکان حضور داشته اند، به موضوع مذکور اذعان داشتند.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

قهرمانی منچستر یونایتد در سال ۲۰۰۸ میلادی با حضور کریس رونالدو.

 

منچستر یونایتد انگلستان نام های بزرگی را در تاریخ خود یدک می کشد. از سال ۱۹۶۸ میلادی، مت بازبی، به عنوان سرمربی این تیم، توانست نخستین قهرمانی اروپا را برای منچستری ها به ارمغان آورد. این موفقیت، ۱۰ سال پس از حادثه تلخ سقوط هواپیمای بازیکنان منچستر به وقوع پیوست.

 

از نوامبر ۱۹۸۶ میلادی تا جولای ۲۰۱۳، سر آلکس فرگوسن، یکی بهترین و سرشناس ترین مربیان جهان در قرن بیستم، هدایت شیاطین سرخ را بر عهده گرفت. فرگوسن با منچستر بیشتر از ۳۰ جام بدست آورد که از جمله آن می توان به ۲ مورد قهرمانی پیاپی در جام جزیره، برنده شدن جام حذفی و فتح لیگ قهرمانان اروپا اشاره نمود.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

سه عنوان قهرمانی منچستر یونایتد انگلستان در لیگ قهرمانان اروپا، سبب شد که جهنم اولدترافورد به برندی معتبر برای صنعت ورزش و فوتبال انگلستان تبدیل شود.

 

در سال ۲۰۱۴ میلادی، منچستر یوناید انگلستان با درآمدی بالغ بر ۵۰۰ میلیون پوند، دومین باشگاه ثروتمند جهان لقب گرفت. این نهاد ورزشی سال گذشته نیز موفق شد قریب به ۲ میلیارد دلار درآمد به جیب بزند. منچستر یونایتد اکنون یکی از ۵ برند معتبر دنیای فوتبال است و یکی از پر طرفدار ترین تیم های جهان به شمار می رود.

 

در سال ۱۹۹۱ میلادی، با عرضه سهام منچستر در بورس لندن، فردی به نام مالکوم گلیزر با مبلغی معادل ۸۰۰ میلیون دلار، این باشگاه را خریداری کرد. از آگوست ۲۰۱۲ میلادی. عرضه اولیه سهام باشگاه در بازار بورس نیویورک نیز انجام گرفت.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

قریب به ۹ میلیون بار در اینترنت درباره عنوان شیاطین سرخ، خبر تولید شده است

 

برند منچستر یونایتد

همان طور که گفته شد، باشگاه منچستر یونایتد انگلستان، اکنون یکی از معتبر ترین برندهای مستطیل سبز به شمار می رود. ارزش ریالی آن معادل چند درصد کل بازار بورس ایران با بیش از ۷۰۰ شرکت است. آرم باشگاه منچستر یونایتد از آرم شورای شهر منچستر الهام گرفته شد و در سال ۱۹۶۰ طراحی گشت.

 

ابتدا همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید، تصویر کشتی که نماد نیروی دریایی و قدرت بریتانیا در قرون اخیر به شمار می رود، بر روی این برند دیده می شد و قسمت بالایی قرمز و قسمت پایینی سفید بود.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

برند منچستر در دهه شصت میلادی.

 

اما از سال ۱۹۷۳ میلادی، قسمت بالا و پایین به صورت قرمز درآمد و عنوان باشگاه که به صورت «MANCHESTER UNITED» و «FOOTBALL CLUB» است با رنگ زرد داخل این نوار قرمز حک شد. جالب است بدانید لقب شیاطین سرخ (RED DEVILS) از دهه شصت به باشگاه داده شد. به همین دلیل، از دهه هفتاد میلادی نشان شیطان به آرم باشگاه اضافه گشت.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

برند منچستر یونایتد در دهه هفتاد میلادی

 

تصویر بالا آرم منچستری ها در فاصله سال های ۱۹۷۳ میلادی تا ۱۹۹۸ میلادی را نشان می دهد. عکس زیر نیز آرم باشگاه از سال ۱۹۹۸ میلادی تا کنون را به تصویر می کشد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

برند کنونی باشگاه منچستر یونایتد انگلستان.

 

لباس شیاطین سرخ

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر لباس شیاطین سرخ در دهه پنجاه میلادی.

 

لباس منچستری ها همچون دیگر باشگاه های ورزشی، یکی از مهم ترین منابع درآمد زایی آن ها به شمار می رود. آرم هایی که پشت و جلوی پیراهن بازیکنان منچستر یونایتد انگلستان هک شده اند، میلیون ها دلار ارزش داشته و در کانون توجه رسانه های ورزشی و غیر ورزشی قرار دارند. در دهه های گذشته، نام برندهایی مانند وُدافون، شورلت و بسیاری از دیگر نام های معتبر تجاری، بر روی پیراهن منچستر یونایتد نقش بسته است.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر لباس شیاطین سرخ در دهه هفتاد میلادی.

 

در سال های ۱۸۹۴ میلادی تا ۱۸۹۶، پیراهن باشگاه رنگ سبز و طلایی داشت. رنگ لباس این تیم در سال ۱۹۰۲ میلادی، به قرمز تغییر یافت. از آن زمان به بعد، بازیکنان پیراهن قرمز، شورت ورزشی سفید و جوراب سیاه به تن می کردند. این رویه در سال ۱۹۲۲ میلادی با تغییراتی همراه شد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

(لباس شیاطین سرخ در دهه نود میلادی)

 

در سال های اخیر، منچستری ها را بعضا با جوراب مشکی و پیراهن قرمز با یقه ها و شورت سفید مشاهده دیده ایم. در طراحی پیراهن، از نوعی پارچه کتان به نام کینگهام الهام گرفته شده که در طول انقلاب صنعتی در منچستر تولید می شده و نماد این شهر به شمار می رود.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

لباس شیاطین سرخ در سال ۲۰۱۰ میلادی.

 

باشگاه منچستر یونایتد انگلستان از طریق:

تبلیغ مستقیم برند ها بر جلو و پشت پیراهن

فروش اینترنتی لباس های مختلف تمرینی و تیمی باشگاه

بازاریابی برای برندهای تولید لباس

 

درآمد های میلیون پوندی سالانه دارد. این درآمد در سال های اخیر روند صعودی نیز به خود گرفته است.

 

اولدترافورد: سرزمین رویاهای شیاطین سرخ

اولدترافورد برای اهالی فوتبالی، نامی شناخته شده است. تاریخ این مکان نیز داستان جالبی دارد. این ورزشگاه، تا کنون صدها میلیون پوند درآمد برای باشگاه به ارمغان آورده و بخشی از اقتصاد فوتبالی جزیره به شمال می رود. در طول جنگ جهانی دوم و به دلیل بمباران، بخش زیادی از ورزشگاه اولدترافورد تخریب شد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویری از مراحل ساخت ورزشگاه اولدترافورد منچستر در سال ۱۹۲۰ میلادی.

 

تونل ورودی جنوب ورزشگاه، تنها قسمت باقی‌مانده از آن بود. بعد از جنگ باشگاه از کمیسیون خسارت جنگ ۲۲٬۲۷۸ پوند دریافت کرد تا ورزشگاه را بازسازی کند. در طول بازسازی ورزشگاه، منچستر یونایتد بازی‌ های خانگی‌ اش را در ورزشگاه خانگی منچستر سیتی برگزار می‌ کرد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر تخریب بخش هایی از اولدترافورد به دلیل بمباران های هوایی.

 

منچستر یونایتد سالانه ۵٬۰۰۰ پوند به علاوه قسمتی از سود باشگاه را برای بازسازی جایگاه‌های غربی و شرقی ورزشگاه خرج نمود. در مارس ۱۹۵۷، ۴۰٬۰۰۰ پوند برای برقراری سیستم نور الترافورد اختصاص داده شد. در سال ۱۹۸۷، سیستم روشنایی جدیدی در ورزشگاه نصب گشت.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویری زیبا از ورزشگاه اولدترافورد منچستر.

 

بعد از ابلاغ گزارش تیلور، ظرفیت الدترافورد به ۴۴٬۰۰۰ نفر کاهش پیدا کرد. در سال ۱۹۹۵، جایگاه شمالی ورزشگاه بازسازی شد و ظرفیت به ۵۵٬۰۰۰ نفر افزایش یافت. در پایان فصل ۹۹–۱۹۹۸، جایگاه‌های شرقی و غربی نیز بازسازی شدند و ظرفیت به ۶۷٬۰۰۰ نفر رسید.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویری هوایی از جهنم اولدترافورد.

 

در سال ۲۰۰۹، به دلیل تعمیرات مختلف بر روی جایگاه‌ها، ۲۵۵ نفر از ظرفیت ورزشگاه کاهش یافت و ظرفیت کل به ۷۵٬۹۵۷ رسید. منچستر یونایتد از لحاظ میانگین تماشاگر در بازی‌های خانگی، در اروپا بعد از بوروسیا دورتموند، دوم است و فاصله کمی با رئال مادرید و بارسلونا دارد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویری زیبای از داخل ورزشگاه اولدترافورد منچستر یونایتد انگلستان.

 

باشگاه منچستر یونایتد انگلستان همواره از ورودی اولدترافورد برای معرفی تبلیغات مربوط به برندهای معتبر خودروسازی استفاده کرده است. این کار آگهی ها را در معرض دید صدها هزار مخاطب باشگاه و همچنین بینندگان تلویزیونی قرار می دهد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر تبلیغ برند خودرو در ورودی ورزشگاه اولدترافورد منچستر.

 

نوع درآمدزایی باشگاه از این ورزشگاه جالب توجه است. این رویه می تواند مورد نظر فعالان باشگاه داری در ایران نیز قرار بگیرد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

ورودی بخش تعویض لباس در ورزشگاه اولدترافورد.

 

بر روی دیوارهای فضای اداری و داخلی ورزشگاه اولدترافورد، تصاویر قهرمانان و چهره های نامدار این باشگاه از بابی چارلتون تا بکهام و رونالدو، نصب شده است.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

گشتی در فضای داخلی ورزشگاه شیاطین سرخ.

 

موفقیت های تجاری منچستر

باشگاه منچستر یونایتد یک برند جهانی به شمار می رود و در بین نمونه های مشابه انگلیسی، نامی شناخته شده است.سایت این باشگاه از جمله دامنه های پر بیننده در این کشور بوده و تقاضا برای خرید محصولات ورزشی با برند این باشگاه، سالانه میلیون ها دلار را بالغ می شود.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر ایندکس جدید پر طرفدار ترین باشگاه فوتبال جهان.

 

بخشی از کسب و کار منچستری ها از طریق درگاه اینترنتی آن ها صورت می گیرد. اطلاع رسانی در این سایت به ۷ زبان صورت می گیرد و سالانه میلیون ها کاربر از سراسر جهان به این پرتال ورزشی معروف مراجعه کنند.آخرین اطلاعات از پشت صحنه باشگاه، بازیکنان و مدیرانش در این سایت اطلاع رسانی می شود. افراد علاقه مند می توانند به عضویت رسمی باشگاه منچستر یونایتد درامده و از فعالیت های آن بهره مند شوند.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر بخش عضویت در باشگاه شیاطین سرخ.

 

موزه منچستر یکی دیگر از راه های درآمد زایی این باشگاه به شمار می رود. شما می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر به این آدرس مراجعه کنید.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر بخش موزه گردی در باشگاه شیاطین سرخ.

 

شما می توانید برای خرید محصولاتی با برند معتبر و معروف منچستری ها، به این نشانی مراجعه کنید.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر بخش خرید لباس و محصولاتی با برند منچستر یونایتد.

 

برای استفاده از خدمات این سایت، ابتدا باید ثبت نام کرده و بعد از دریافت کد کاربری و رمز عبور، از خدمات سفارش خرید استفاده کنید.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

خرید البسه در فروشگاه اینترنتی شیاطین سرخ.

 

همانطور که در تصویر زیر مشاهده می کنید، این فروشگاه برای مردان، زنان، پسر بچه ها و دختر بچه ها، محصولاتی با برند منچستر یونایتد عرضه می کند.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

عرضه انواع محصولات برای مردان و زنان و کودکان با برند منچستر.

 

لوازم جانبی تزیینی (اکسسوری) نیز دیگر دنیای جذاب منچستری ها را به خود اختصاص داده است. اسپانسر های منچستر مانند آدیداس آلمان، برخی محصولات خود را در سایت باشگاه به فروش می رسانند.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر کالاهای جذابی که در سایت منچستر به فروش می رسد.

 

گزارش های منتشر شده در سال ۲۰۰۹ نشان می‌ دهد که ارزش تجاری و مالکیت معنوی باشگاه، حدود ۳۲۹ میلیون پوند است.در سال ۲۰۱۳، مجله فوربس برند منچستر یونایتد را با ارزشی معادل ۳٫۳ میلیارد دلار در رده نخست ارزشمند ترین برندهای باشگاه‌ های ورزشی جهان قرار داد. این باشگاه، در جدول پولی فوتبال دیلویت در ردهٔ سوم قرار دارد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تبلیغ بیلبوردی منچستر در لندن برای اعلام ورود زلاتان ابراهیموویچ.

 

قدرت برند و به طور کلی شهرت منچستر یونایتد در جهان، اغلب به بازسازی این تیم توسط مت بازبی پس از فاجعه هوایی مونیخ نسبت داده می‌ شود؛ کاری که تحسین همگان را برانگیخت.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر لحظه ورود باشگاه منچستر یونایتد به بورس.

 

منچستر یونایتد نخستین باشگاه انگلیسی بود که در سال ۱۹۹۱، سهامش را در بورس اوراق بهادار لندن به فروش گذاشت. با این کار، باشگاه پیشرفت قابل توجهی را در مسائل مالی تجربه کرد و استراتژی‌ اش را در بخش تبلیغاتی بهبود بخشید. تمرکز باشگاه روی تبلیغات و موفقیت‌ های ورزشی تیم در مسابقات مختلف، سود قابل توجهی را برای باشگاه به ارمغان آورد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

درآمد زایی منچستر با حمایت از دو برند معتبر دنیای ورزش.

 

قدرت برند منچستر یونایتد، با توجهِ رسانه‌ های مختلف به بازیکنان این تیم در خارج از زمین، از جمله دیوید بکهام (که خیلی زود خودش یک برند در جهان شد)، بیشتر شد. این توجه باعث گشت که در زمین نیز توجه بیشتری به منچستر یونایتد شود و فرصت‌های خوبی از جمله حامیان مالی خوب و حق پخش تلویزیونی نصیب این تیم گردد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تبلیغ منچستر برای خودروی جدید شورولت با حضور سر آلکس فرگوسن.

 

محبوبیت دیوید بکهام در آسیا دلیل جدایی ناپذیر موفقیت تجاری باشگاه در این قاره بود. به خاطر کسب نتایج عالی در رقابت‌های مختلف، زمینه برای تولید درآمد بیشتر از طریق حق پخش تلویزیونی بازی‌ های تیم ایجاد شد. از آغاز لیگ برتر، منچستر یونایتد برای فروش حق پخش تلویزیونی بازی‌های تیم خود، بیشترین درآمد را در بین باشگاه‌ های انگلیسی کسب کرده‌ است. این باشگاه با شبکه اسکای بریتانیا قرارداد دارد.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

نایک، ادیدادس و شورلت، اسپانسرهای میلیون پوندی منچستر یونایتد در سالهای اخیر.

 

منچستر یونایتد دارای بیشترین درآمد از طریق تبلیغات در بین تیم‌های انگلیسی است. راز موفقیت باشگاه در جذب حامیان مالی درجه یک، داشتن قرارداد ۱۳ ساله و ۳۰۳ میلیون پوندی با کمپانی نایک است که از سال ۲۰۰۲۲ طراحی و تولید لباس تیم را بر عهده گرفته.

 

چند ماهی است که آقای خاص فوتبال جهان، خوزه مورینیو، سرمربی گری شیاطین سرخ را بر عهده گرفته. هواداران امیدوارند که تا سال ۲۰۲۰ میلادی، خاطرات موفقیت های ماندگار سر آلکس فرگوسن در این تیم تکرار شود.

 

درس هایی ساده از درآمد زایی منچستر

۱- باشگاه منچستر، در زمینه فروش اینترنتی البسه، خوردنی و نوشیدنی با برند شیاطین سرخ فعالیت زیادی دارد.

 

۲- باشگاه معتبر منچستر، از طریق لقب شیاطین سرخ نیز درآمد زایی دارد.

 

۳- باشگاه منچستر از طریق موزه باشگاه و فروش محصولات مکتوب و دیجیتالی آن، کسب درآمد می کند.

 

۴- عضویت در باشگاه و صدور کارت های هوادارای برای مخاطبان باشگاه، بخشی از درآمد های هنگفت سالانه را تشکیل می دهند.

 

۵- منچستر یونایتد نشان داد که اصول باشگاه داری و درآمد زایی فوتبالی، صنعت حرفه ای است. باشگاه های کشور ما نیز برای فعالیت گسترده در آن، نیاز به منابع انسانی تخصصی میان رشته ای دارند.

 

۶- اولدترافورد منچستر، هویتی بیش از یک ورزشگاه است و فواید مالی و اقتصادی فراوانی برای باشگاه به ارمغان می آورد. اصول برند سازی در توسعه کسب و کار منچستری ها در قالب «OLDTRAFORD» می تواند عنوان خوبی برای پایان نامه های کسب و کار و مدیریت تربیت بدنی در ایران باشد.

 

۷- اطلاع رسانی در شبکه های اجتماعی، بخشی از ظرفیت تبلیغاتی شیاطین سرخ را تشکیل می دهد. باشگاه های ایرانی باید به این موضوع توجه کنند.

 

۸- اطلاع رسانی چند زبانه، بخشی از ظرفیت های اطلاع رسانی و تبلیغاتی باشگاه است.

مفصل درباره باشگاه منچستر یونایتد انگلیس

تصویر دو کتاب درباره تاریخچه و موفقیت های تجاری و ورزشی شیاطین سرخ.

 

 


مشاهده کلیپ

مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ


مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ 

علیرضا جهانبخش از آن دسته فوتبالیست های محبوب و خوش اخلاق است که بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرده است و اکنون ما با وی مصاحبه ای ترتیب داده ایم. از آن دست حرفه ای هاست که هنوز هم حس و حال تفریح و شلوغ کاری را دارد. البته شلوغ کاری، نه از جنس حاشیه هایش، بلکه شلوغ کاری های دوستانه از جنس بازی های کامپیوتری.

 

علیرضا جهانبخش که خیلی حرفه ای فوتبالش را در سطح اول فوتبال هلند دنبال می کند، تفریح و شیطنت هایش بازی فیفا ۲۰۱۷ است و خیلی هم کری خوانی دارد.جهانبخش بازیکنی است که در ابتدای جوانی اش راهی فوتبال اروپا شد و حالا جدا از اینکه مشتریان زیادی از کشورهای مختلف دارد، در هلند هم تبدیل به یکی از بازیکنان تاثیرگذار شده است.

 

تاثیرگذاری جهانبخش فقط در عرصه فوتبال نیست، بلکه او با رفتاری که داشته حسابی بین هلندی ها محبوب شده و این محبوبیت را هم قدم به قدم کسب کرده است.جهانبخش که حالا چهره ای محبوب و البته خوش تیپ است، در هلند یک زندگی عادی و حرفه ای را دنبال می کند و با او صحبت کردم تا از زندگی و تفریحش در هلند بگوید.
مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ

به نظر می رسد کم کم با هلندی ها مانوس شدید و مردم این کشور، شما را یکی مثل هموطن های خودشان می دانند.

 

بله، خودمم فکر می کنم همین طور است. از همان موقع که به هلند آمدم، شرایط اینجا را دوست داشتم و سعی کردمب ه فرهنگ شان نزدیک شوم. قسمتی از زندگی من در اینجا برای فوتبال است و همین مسئله اثر زیادی در رفتار مردم هم دارد، چون اگر شرایط فوتبالی خوب پیش برود، مردم هم مثبت تر هستند و بیشتر به آدم نزدیک می شوند.

 

از طرفی هم فرهنگ و برخورد با مردم خیلی در اینجا تاثیر دارد و من سعی کردم با مردم، رفتاری مناسب داشته باشم. مردم اینجا دوست دارند خوش رو و یک فوتبالیست تمام عیار باشید و رفتار عجیب و غریب نداشته باشید.

 

به اصطلاح خاکی و خونگرم باشید؛ ظاهرا خونگرمی خیلی خوب به چشم هلندی ها می آید. چون بیشتر مردم اروپا، مردم سردی هستند و این مسئله شاید برای آنها جدید باشد و روی آنها تاثیر بیشتری بگذارد.

 

خاکی بودن یک بحث دیگر است. به خاطر فوتبالیست بودن و شرایطی که داریم، کمی سخت است خاکی باشیم. منظورم این است که نمی شود همه جا شرایط عادی وجود داشته باشد. بیشتر نزدیک بودن به فرهنگ مردم است و وقتی به فرهنگ مردم نزدیک باشید و برخوردهای خوبی با آنها داشته باشید، صددرصد رفتارتان روی آنها تاثیرگذار است.

 

حالا در هلند من سعی کردم به فرهنگ مردم اینجا نزدیک شوم و از طرفی هم با مستندی که از من در شبکه فوکس اینجا پخش شد، نگاه های مثبت بیشتر شد و خیلی ها به من تبریک گفتند. خیلی کامنت های مثبت برای من آمد و این برای خودم هم خیلی مهم بود.

 

شرایط شما در آلکمار و شهر قبلی که در آن حضور داشتید، متفاوت است؟

 

من دو سال در NEC نایمخن بازی کردم و آن دو سال برای من خیلی خوب گذشت. هم در شهر نایمخن و هم از نظر شرایط فوتبالی همه چیز خوب بود. اکنون هم که بیشتر از یک سال است در AZ آلکمار هستم، وضعیت خوبی داشتم و شرایطم رفته رفته بهتر شد و هر روز هم بهتر می شود. این مسائل روی فوتبالم هم تاثیرگذار بود و شراط خوب زندگی در اینجا باعث شد زودتر پیشرفت کنم، چون آرامش دارم و در آرامش، فوتبال بازی می کنم.
مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ

در هلند تنها زندگی می کنید، زندگی مجردی سخت نیست؟

 

من از ۱۴، ۱۵ سالگی که مجردی زندگی کردم، با این شرایط آشنا هستم، چون من برای فوتبال از همان نوجوانی از خانه خارج شدم و تنها زندگی کردن را تجربه کردم. من مدتی در تیم پایه های داماش تهران بودم و در خوابگاه زندگی می کردم و پس از آن هم که به داماش رفتم، در خانه تنها بودم و با زندگی مجردی آشنا شدم و به این شرایط عادت کردم. هر چند تنها زندگی کردن در یک کشور غریب سخت تر است، اما فوتبال حرفه ای و زندگی حرفه ای همه اینها را دارد.

 

خوبی زندگی عادی این است که کنارت هستند کسانی که به تو قوت قلب می دهند، همه چیز آماده است و نیاز نیست زمان زیادی را برای آشپزی و کارهای خانه صرف کنید، به هر حال این سختی ها را هم باید به جان خرید. من هم آشپزی را یاد گرفته ام و آشپزی ام هم بد نیست.

 

شرایط فوتبالی شما در هلند چگونه است، اینجا بیشتر درباره بازی هایی که انجام می دهید اتفاقات مخابره می شود و کمتر درباره تمام وضعیت فوتبال شما صحبت شده است.

 

تقریبا می توان بگویم تمام وقت یک روز را در باشگاه هستیم و باید مانند یک کارمند در باشگاه حضور داشته باشیم. من از ساعت ۸:۳۰ صبح به باشگاه می روم و صبحانه را در کنار تیم می خورم. بعد از صبحانه تمرین های بازتوانی را انجام می دهیم.

 

تقریبا جلسه فنی را هر روز داریم و پس از آن بدنسازی طبق برنامه انجام می شود. فیزیوتراپی هم هر روز داریم و از ساعت ۱۲ هم تمرینات تاکتیکی داریم که ۹۰ دقیقه تمرین می کنیم. بعد از تمرین باید ناها را کنار هم باشیم و بعد از یک ساعت، وقت مان آزاد است.

 

در باشگاه بخش هایی برای سرگرمی هم داریم کپلی استیشن، فوتبال دستی و بازی های سرگرمی هم دیگر وجود دارد. آنهایی که می خواهند در باشگاه می مانند و آنهایی که بخواهند هم می توانند بروند.

 

برای رانندگی مشکلی ندارید و از نظر گواهینامه رانندگی برای شما مشکلی به وجود نیامد؟

 

من گواهینامه ایرانی داشتم و می توانستم با بین المللی کردن آن رانندگی کنم، اما این کار برای کوتاه مدت بود. به همین دلیل در هلند امتحان رانندگی دادم و گواهینامه هلندی گرفتم و اکنون هم مشکلی ندارم.

 

رانندگی در هلند راحت تر است یا در ایران؟

 

من در هلند راحت تر از ایران رانندگی می کنم. در ایران که سعی می کنم رانندگی نکنم یا خیلی کم این کار را انجام می دهم.

 

چه خودرویی سوار می شوید؟

 

آئودی.مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ

در هلند درس هم می خوانید و این اتفاق خیلی خوب است. چون خیلی از فوتبالیست های ما وقتی وارد فوتبال حرفه ای می شوند دیگر درس را بی خیال می شوند. کمتر پیش آمده فوتبالیستی به سمت درس و دانشگاه برود.

 

من دوست نداشتم درسم را ترک کنم و در ایران هم که بودم کنار فوتبال درس می خواندم. در ایران دیپلم گرفتم و بعد از آن هم بلافاصله لژیونر شدم و به فوتبال هلند آمدم. دوست داشتم اینجا به تحصیلم ادامه بدهم و در دانشگاه ثبت نام کردم و پس از قبول شدن، رشته زبان انگلیسی را انتخاب کردم. با این شرایط، هم زبانم قوی می شود و اینکه توانستم درس بخوانم و به این علاقه ام ادامه بدهم.

 

با این همه اتفاق خوب که برای شما در هلند افتاده و با زندگی کردن در آنجا راحت هستید، اگر قرار باشد روزی بین زندگی در هلند و ایران یکی را انتخاب کنید، این انتخاب کدام است؟

 

بدون تردید ایران را انتخاب می کنم.

 

دلیل این انتخاب چیست؟

 

خانواده ام و بهترین دوستانم در ایران هستند. اصالتم به ایران بر می گردد و کودکی ام در ایران بوده و شرایط زندگی و آینده ام را در ایران می بینم. به همین دلیل به ایران بر می گردم تا زندگی ام را ادامه بدهم. ان شاءالله این سال های فوتبالی بگذرد، چون فعلا تمرکزم روی فوتبال است.

 

خیلی هم خوش تیپ هستید…

 

خیر. اینطوری ها هم نیست.

 

به تازگی خوش تیپ بودن شما باعث شده بین بازیکن های فوتبال هلند مسابقه ای برگزار شود که شما بین پنج نفر بودید و رای زیادی هم گرفتید و اگر اشتباه نکنیم، نفر اول شدید.

 

نظرسنجی یکی از مجله های معتبر هلندی بود. این مجله به لایف استایل فوتبالیست های جدید و فوتبالیست های قدیمی هلند می پردازد و حتی آنهایی که در هلند اسطوره هستند را هم زیر نظر دارد. بین بازیکن های نسل جدید هم هر سال بین پنج بازیکن این نظرسنجی برگزار می شود که یک نفر به عنوان خوش پوش ترین انتخاب می شود.

 

من هم کاندیدا بودم، اما نمی دانم به چه شکل من را کاندیدا کردند. به هر حال کاندیدا شدم. باور کنید نمی دانم کدام صحنه بود که باعث شد من را هم جوز خوش تیپ ها انتخاب کنند، البته نکته مثبتی برای من بود.
مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ

چطور این موضوع را به شما اطلاع دادند؟

 

آقای هاشمی مقدم با من تماس گرفت و این مسئله را به ایشان اعلام کرده بودند. اگر اتفاق دیگری برای من رخ می داد و یک انتخاب فوتبالی بود، خیلی بیشتر خوشحال می شدم، به هر حال این نظرسنجی هم برایم جالب بود و به آنها جواب مثبت دادم، فقط به خاطر احترامی که به من گذاشته بودند. من هم در نظرسنجی آنها شرکت کردم و کارهایی که می خواستند را انجام دادم.

 

در اینستاگرام بیشتر وقت ها دیده می شود برای تفریح، فیفا ۱۷ بازی می کنید. حریف هم می طلبید و حسابی کری می خوانید.

 

این هم یک نوع تفریح است که با دوستانم دور هم جمع می شویم و پلی استیشن بازی می کنیم. چون به آمستردام نزدیک هستم، به خرید هم زیاد می روم. برای دیدن دوستانم به شهر نایمخن هم زیاد می روم، چون تیم قدیمی من نایمخن بود و دوستان زیادی آنجا دارم. بیشتر تفریح هم همان پلی استیشن و فیفا ۱۷ است.

 

و یکی از تفریح های شما هم در دوران بچگی دوچرخه سواری بود که وقتی از آن صحبت کردید، خیلی به چشم آمد.

 

شاید ما پسربچه ها یکی از آرزوهایی که در بچگی داشتیم، داشتن دوچرخه بود. چون پدر من هم در شرکت دوچرخه سازی کار می کرد، به لطف او و زحمتی که برای من کشید، از سه چهار سالگی دوچرخه داشتم و همیشه دوچرخه سواری می کردم. تفریحم در بچگی بیشتر دوچرخه سواری و فوتبال بود که همیشه مسابقه می گذاشتیم.

 

وقتی هم که به فوتبال حرفه ای رفتم، کمتر فرصت شد دوچرخه سواری کنم. چون از همان تیم های پایه بیشتر تمرکزم روی پیشرفتم در فوتبال بود.

 

و آنقدر پیشرفت کردید که از همان تیم های پایه به فوتبال اروپا رسیدید. در حالی که شاید امکانات در ایران برای پیشرفت خیلی نبود و باید این مسئله را به حساب استعداد ذاتی خود شما بگذاریم.

 

خیلی ها برای من زحمت کشیدند. با این حال وقتی به هلند آمدم تفاوت امکانات را دیدم. در هلند امکاناتی که در اختیار تیم های پایه قرار می دهند، مشخص می کند که در اروپا چقدر به این بخش اهمیت داده می شود. امکانات دقیقا به گونه ای است که یک بازیکن می تواند خیلی سریع خودش را به تیم اول باشگاه برساند

 

و با مربیانی کار می کند که زود در مسیر پیشرفت قرار بگیرد. این مسائل را وقتی با ایران مقایسه می کنم، می بینم ما از تمام امکانات محروم بودیم و در شرایط سختی فوتبال بازی کردیم. این مسائل باعث افسوس من می شود. چون ما در ایران استعداد فوتبالی فراوان داریم، اما متاسفانه امکانات نیست.
مصاحبه خواندنی با علیرضا جهانبخش لژیونر خوش تیپ

با این شرایط می بینیم که فوتبال مان با همین استعدادها و با وجود تمام کمبودها در آسیا بهترین است و اکنون هم تیم ملی در راه جام جهانی شرایط خوبی دارد.

 

شرایط مان خوب است و خوشبختانه سرمربی خوبی هم داریم که می توانیم راه رفتن به جام جهانی را راحت تر طی کنیم. شاکله خوبی در تیم ملی تشکیل شده که این خوشحال کننده است. اما چیزی برای من تمام نشده و باید باز هم این راه را ادامه بدهیم و بیشتر پیشرفت کنیم. امیدوارم که به جام جهانی هم صعود کنیم و شرایط خوبی داشته باشیم.

 

 


مشاهده کلیپ

نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو


نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو 

فوتبال زنان در ایران و سراسر جهان بسیار دیرتر از موعد پا به عرصه فعالیت گذاشت و تبعیض جنسیتی تاکنون هم در آن دیده می شود. ورود زنان به رشته های مختلف ورزشی، همیشه با تاخیر همراه بوده است. برای نمونه در اوایل قرن نوزدهم میلادی، این فقط مردان بودند که مثلا در آلمان در رشته ژیمناستیک فعالیت داشتند

 

و در دهه سی همان قرن، یعنی بعد از گذشت سی سال، زنان نیز رفته رفته این فرصت را یافتند که به شکلی سازمان یافته در این رشته ورزشی فعلا شوند. در مورد فوتبال نیز وضع به همین صورت بود و سالیان سال گفته می شد که زنان را چه به فوتبال؟ البته زنان در نهایت اهداف خود را پیش بردند و علی رغم مخالفت ها و تمسرخهایی که از طرف مردان ابراز می شد، قدم به میدان فوتبال گذاشتند.

 

نقطه اوج جنبش فوتبال زنان، به قرن نوزدهم و سال ۱۸۹۴ باز می گردد که نتی هانی بال، «باشگاه فوتبال زنان بریتانیایی» را تاسیس کرد. او گفت:من اتحادیه را تاسیس کردم تا نشان دهم که زنان، موجودات تزیینی و بی مصرفی نیستند که مردان تصور می کنند.

 

اما در سال ۱۹۲۱ طبق قانون اتحادیه فوتبال انگلستان، فوتبال به دلیل خطرناک بودنت برای جسم زنان، ممنوع اعلام شد. در مورد این ممنوعیت، مباحث زیادی مطرح شده است. برخی معتقدند که ریشه چنین ممنوعیتی، گرایش مردان به بازگرداندن زنان به خانه ها بود. مردان تلاش می کردند فعالیت های اجتماعی زنان را به حداقل برسانند.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو

برخی موارد دیگر، تلاش های فرامتنی برای بی اعتبار کردن فوتبال زنان بود. برخی ادعا می کردند که پول های دریافتی، در موسسات خیریه هزینه نمی شود و همچنین ارتش، وارد فوتبال زنان شده است. به طور دقیق تر، فوتبال زنان مورد حمله مردسالارها، سنت گراها و متخصصان پزشکی قرار گرفت.

 

این تنش ها با مطرح شدن مسئله آلوده بودن نگاه ها به فوتبال زنان، به اوج رسید. در دیداری که در فوریه ۱۹۷۱ در لندن برگزار می شد، جمله ای به چشم می خورد که بسیاری از زنان را خمشگین می کرد: «زیباترین بازیکن فوتبال جهان». زنان ورزشکار به این جمله اعتراض کردند. پاتریشیا گریگوری، یکی از مدیران اتحادیه فوتبال زنان انگلستان، در این مورد گفت:

 

«من می توانم به تماشای فوتبال مردان بروم، و فقط فوتبال تماشا کنم. اما وقتی مردی به تماشای دیدارهای ما پا به استادیوم می گذارد، برای چشم چرانی می آید، نه فوتبال.به طور کلی و براساس شواهد، شاید بزرگ ترین تغییر فوتبال جهانی، رشد فوتبال زنان بوده است. در شرایطی که اتحادیه فوتبال انگلیس،

 

در بیش تر سال های قرن بیستم، فوتبال زنان را ممنوع کرده بود، این فوتبال با سی میلیون بازیکن در جهان، عنوان سریع ترین رشد ورزشی را به خود اختصاص داده است. با این حال، به جز جوش و خروش کوتاه مدت مردم در هنگام برگزاری بازی های جام جهانی زنان، کمتر کسی آن را دنبال می کند. آن چه مطرح شد در کنار مواردی چون حجاب،

 

آزادی زن و تبعیض های جنسیتی، از مواردی هستند که به عنوان ضروریات تدوین فصل حاضر محسوب می شوند. موضوعی که به رغم حساسیت ها و کمبود منابع علمی، آن قدر مهم است که به یکی از فصل های مهم کتاب حاضر تبدیل شود.

 

تناقض ها

تیهانا نیمشچ، ملکه زیبایی کرواسی در سال ۲۰۰۸، رسما مسئولیت مربیگری تیم فوتبال دسته پنجمی «کی ویگتوریگا» را در کشورش بر عهده می گیرد تا به گفته رسانه های این کشور، نخستین مربی زن برای یک تیم فوتبال مردان باشد. از این زمان به بعد، تماشاگران بسیاری برای تشویق این تیم به ورزشگاه رفتند و رسانه های این کشور اخبار مربوط به آن را به طور گسترده منتشر کردند.

 

در جریان برخی رقابت های بین المللی ورزش در سراسر دنیا، براساس سنتی دیرینه، بین دو نیمه رقابت ها و یا زمان های استراحت، دختران ورزشکار با لباس های متحدالشکل به میدان می آیند و تماشاگران را با حرکات موزون خود سرگرم می کنند. این یک تناقض است؛ زنان فوتبال بازی می کنند اما حتی خود زنان هم علاقه ای به دیدن بازی هایشان ندارند.

 

کلا تعداد کمی از مردان یا زنان، ورزش زنان را به طور جدی دنبال می کنند. در روزنامه های غربی و حتی ایرانی، صفحات ورزشی، صفحاتی مردانه اند و بیش از نود درصد مطالب شان به مردان اختصاص دارد. شاید بنیان های مردانه ژورنالیستی، به زنان فرصت کافی نمی دهد. مردم هم فقط اگر رسانه های جهت دار، ورزش زنان را پوشش دهند،

 

آن را دنبال می کنند. به طور کلی، در مواردی که ورود زنان به عرصه فوتبال، منجر به رضایت بیش تر مردان شود، مردان از هیچ تلاش و انعطافی در این راستا مضایقه نخواهند کرد.کاترین جی، مورخ آمریکایی، معتقد است تعداد کمی از مخاطبان خواهان پوشش ورزش های زنان هستند. از نظر وی، بسیاری از خوانندگان زن،

 

بیش تر به ورزش مردان علاقه دارند تا زنان. حتی اکنون که آقایان، ورزشکاران را الگوی خود قرار می دهند، الگوی زنان معمولا بازیگران زن هستند. در شرایطی که مردان، مسائل عجیب و غریب ستارگان ورزش را دنبال می کنند و ناخودآگاه سعی می کنند از فراز و نشیب های زندگی شان در بگیرند. به نظر می رسد فوتبال زنان، اسیر یک تناقض درونی است و در ناخودآگاه خود همچنان نوعی وابستگی و یا نیاز به وابستگی را احساس می کند.

 

فوتبال و تبعیض جنسیتی

مثال های فراوانی از تبعیض جنسیتی در فوتبال وجود دارد. کمبود امکانات، تسهیلات، فرصت ها و حامیان مالی، نمونه هایی از این موارد به شمار می روند. میزان قرارداد بازیکنان حرفه ای زن در مقایسه با مردان، بسیار کمتر است و حجم پوشش رسانه ای رقابت های آنان، به هیچ عنوان، قابل مقایسه نیست.

 

جلوگیری از حضور گسترده زنان در ورزشگاه ها در مقایسه با مردان نیز نوعی تبعیض جنسیتی به شمار می رود. دلایل گوناگونی برای ایجاد این نوع تبعیض ها در قبال زنان وجود دارد که از مهم ترین آن ها می توان به محدودیت مالی و البته عرف و فرهنگ اجتماعی اشاره کرد.

 

همواره این نگرش نادرست وجود دارد که در زمان مواجهه با کاهش بودجه اولین برنامه هایی که در خطر کاهش و یا حذف بودجه قرار می گیرند، برنامه های مربوط به دختران و زنان هستند. زیرا این دیدگاه وجود دارد که برنامه های زنان در مقایسه با مردان، فرصت کافی برای جلب نظر مدیران، رسانه ها، حامیان مالی و به طور کلی بازگشت سرمایه را ندارند و تنها، هزینه هایی بدون بازگشت به حساب می ایند.

 

بنابراین موقعیت زنان در فوتبال ممکن است به میزان قابل توجهی تحت تاثیر این مسائل باشد. علی رغم احساس نیاز در سمرایه گذاری برای زنان و شعارهای مطرح شده در این راستا، عزم کمی از سوی مدیران برای سرمایه گذاری بلندمدت وجود دارد که عمده دلایل آن را در فصل فوتبال و سایت بیان کردیم.

 

به طور کلی، «بی عدالتی»، بهترین وازه ای است که کلیات وضع فعلی فوتبال زنان و مردان را تشریح می کند. این بی عدالتی ها علاوه بر موارد فوق، در موارد جزیی تری و البته پنهان تری چون تخصیص تجهیزات و تدارکات، ساعات نامناسب تمرین و بازی، موقعیت های شغلی و فرصت های آموزش در داخل و خارج کشور نیز مشاهده می شود.

 

در این میان، نقش رسانه های گروهی نیز قابل توجه است. رسانه های گروهی نیز به طور آشکار تبعیض قائل می شوند و تمایل دارند صلاحیت بازیکنان زن فوتبال را در حد جاذبه های جسمانی کاهش دهند. در این میان، عملکرد، توانایی ها و ویژگی های ورزشی زنان، آن چنان که باید، مورد توجه رسانه ها قرار نمی گیرد.

 

کسب اعتماد به جسم و از دست دادن اعتماد به نفس، دقیقا حالت زن در عرصه ورزش است که باعث روی آوردن زنان به ورزش های ویژه خود می شود؛ در مقابل، افزایش میزان قابل توجه اعتماد به نفس است که زنان را برای ورود به روزش های کاملا مردانه آماده می کند. سیمون دوبوار، در همین زمینه چنین می گوید:

 

زن احساس می کند در مقایسه با امکانات فراهم شده برای مردان، با او همانند یک شخص عقب مانده رفتار می شود. چرا اجازه نمی دهید که زنان نیز شنا کنند، به قله کوه ها صعود کنند. زنان هم باید خطر کنند و به فضا بروند و دست به ماجراجویی بزنند، تا در رویارویی با جهان، احساس غربت و تنهایی نکنند.

 

کارکردهای فوتبال برای زنان

حتما فوتبال برای زنان دارای کارکردهایی است که نسبت به آن علاقه مند شده اند و به دنبال هویت خویش در آن هستند. آن چه در این جا به عنوان کارکردهای فوتبال به آن اشاره خواهدشد، جدای از تبعیض های جنسیتی و جذابیت های اختصاصی فوتبال، اشاره به دست آوردهایی است که فوتبال می تواند برای جامعه زنان به ارمغان آورد.

 

دست آوردهایی که جست و جوی آن ها در زمینی خارج از ورزش، به مراتب سخت تر است و البته درک آن در محیط اسرارآمیز فوتبال نیز ساده تر به نظر می سد. به طور کلی، موارد زیر، برخی کارکردهای فوتبال برای زنان هستند که در ادامه به تشریح آن ها می پردازیم:

 

• فوتبال؛ ابزار کسب قدرت
• فوتبال به مثابه یک فرصت
• فوتبال؛ ابزار هویت بخشی

 

فوتبال؛ ابزار کسب قدرت

کم نبوده و نیستند عرصه هایی که زنان هیچ گاه از آن ها سهمی نبرده اند. از عرصه عمومی گرفته تا جزای آن همچون اشتغال، سیاست، فرهنگ و ورزش. همین نابرابری و توزیع متعصبانه امکانات، انگیزه اغلب فمنیست های موجه اول شد تا با شبیه کردن زنان به مردان، این حقوق را احقاق کنند.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو

بعدها البته فمنیست های موج دوم از تاکید بر شباهت و تساوی، کوتاه آمدند و در یک گام به پیش، نقص زن بودن را واجد ارزش تلقی کردند. اما گذشته از این ها، همه فمنیست ها چه موج اولی و چه دومی، همواره بر سر ورود به عرصه های ممنوع، با اجتماع خود جنگیده اند،

 

تاوان ها پرداخته و موفقیت هایی نیز کسب کرده اند. اما باید پذیرفت که فمنیست ها نسبت به عامه زنان، یک اقلیت اند و انتخاب این عامه در اغلب موارد، چیزی جز کشمکش های پرهزینه نبوده است.آن ها آن چنان که دیده شده است، راه ترفیع کمبودهای خود را در عرصه هایی دیگر جسته اند. عرصه هایی که معمولا نه تنها ناتوان از حل تبعیض بوده اند،

 

بلکه زمینه را بیش از پیش بر بروز نابرابری های دیگر گشوده اند. شیفتگی زنان به سریال های خانوادگی در پاسخ به ناکامی های خود در خانواده، روی آوردن به مصرف افراطی در پاسخ به تهی بودن زندگی از معنا و فقدان ارزش قائم به خود در آنان، از جمله عکس العمل های منحرف نسبت به این رنج تاریخی محسوب می شود.

 

چنین است که زنان، ناآگاهانه مشکلات خود را از جایی به جای دیگر فرا می افکنند و یا آگاهانه جدال بر سر عرصه های قدرت را مقرون به صرفه نمی دانند.چنان که در تاریخ هنر مدرن نیز دیده ایم که اکثر هنرمندان زن، میدان نقاشی را که لبالب بود از انبوه پیشکسوتان مرد، خالی گذاشتند و به دنبال شیوه های بیان پیش تر تسخیرنشده رفتند.

 

خشونت، قدرت و جدال از جمله بزرگ ترین زمینه هایی هستند که همواره زنان را بیرون از خود گذاشته اند؛ حتی نزد ذات گرایان، زنان با یان زمینه ها ذاتا بیگانه تصویر شده اند، یعنی مردان خشن و زنان تسلیم. اما اکنون که دیگر مبرهن شده است که این دو گونه دوگانه انگاری ها بین دو جنس، بیش تر نشان مفاهیم تثبیت شده ای است

 

برای کسب قدرت تا تاکید بر تفاوت برای رسیدن به برابری، باید میل خشونت در زنان را به رسمیت شناخت و ردپای این میل رانده شده را در زمینه های دیگر جست و جو کرد. بنابراین، از یک منظر می توان روی آوردن هرچه بیش تر زنان به فوتبال را نوعی مداخله جویی در کسب قدرت و خشونت در شکل مجازی آن تفسیر کرد.

 

گرچه این اشتیاق و مشارکت در عرصه فوتبال، عملا می تواند مقدار زیادی از خواست قدرت را در صحنه های واقعی بی انجام گذارد، اما می توان از منظری دیگر هم به ماجرا نگاه کرد؛ اگر توافق کنیم که فوتبال، اکنون یک پدیده فرهنگی است، می توانیم آن را به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ عامه نیز دسته بندی کنیم.

 

مودلسکی، در باب جنسیت و فرهنگ عامه بر این عقیده است که نحوه تفکر و احساس ما در مورد فرهنگ توده ای، قدری با نظر ما در مورد زنان مرتبط است. به طوری که در یک سمت، زنان و فرهنگ توده ای قرار می گیرند و در سمت دیگر، مردان و فرهنگ والا. قضاوت از این به بعد بسته به این است که چه اندازه به فرهنگ عامه اعتماد داشته باشیم.

 

اگر آن را عرصه ای بدانیم برای بروز علاقه های عامه و بلندگویی برای رسیدن صدای آن، فرهنگ عامه عرصه ای است که زنان می توانند بیش از سایر چیزها آن را از آن خود بدانند و خود را در آن ثتبیت کنند؛ و اگر نه، فرهنگ عامه وسیله ای است برای شکل دادن به سلایق، خواست ها و کنترل توده، آن گاه باید بپذیریم که فرهنگ عامه،

 

پدیده ای است برای پیشرفت زنان و دیگر طبقات محروم جامعه. به این معنی که فرهنگ، یک داستان است که برای مخاطبانش روایت می شود و چنان که انگ می گوید:تخیل و داستان، منشا لذت است، زیرا واقعیت را به موضوعی ثانوی تبدیل کرده و راه حل های خیلای برای تعارض های واقعی ارائه می کند.

 

قدرت مجازی

فوتبال، واقعیتی است که وجود حقیقی ندارد. بدین معنا که در طبیعت و در جهان واقعی چیزی به نام آفساید، هند، تکل، اوت، پنالتی و امثالهم وجود ندارد. در حالی که همین واقعیات جعلی و برساخته، میلیون ها انسان را به هیجان می آورند و تاثیری حقیقی دارند. از این رو، فوتبال دارای آیینی مجازی است. یکی از ویژگی های نوین و حیرت انگیز آیین مجازی فوتبال، خلق پدیده نوظهور «قدرت مجازی زنان» است.

 

زنان از طریق همذات پنداری با فوتبال و قدرت های برتر فوتبال، بخشی از ضعف تاریخی خود را در برابر مردان بازسازی می کنند. زنان از طریق درگیر شدن با اضطراب های پیروزی و شکست تیم محبوب شان، به قدرت مجازی ای که قبل از آن نداشته اند، دست می یابند، بدون آن که منشا چنین قدرتی «مردساخت» باشد.

 

هر چند ابزار قدرت مجازی زنان، مردانه است، اما انتخاب تیم و همراه شدن با آن تا مرحله پیروزی و طی کردن تمام مراحل همذات پنداری، عملا امری زنانه به حساب می آید.این قدرت مجازی زنانه، وقتی با حضور واقعی زنان در بازی فوتبال به مثابه بازیکن، هوادار، مربی، کمک مربی، و اشغال جایگاهی در نیمکت مربیان (که تاکنون سابقه نداشته) همراه می شود،

 

به قدرتی محض تبدیل می شود. قدرتی مدنی مبتنی بر قدرتی مجازی که مدنیتی نوین را در ارتباط با مناسبات مردانه ایجاد کرده است.

 

فوتبال به مثابه یک فرصت

همان طور که اشاره شد، فوتبال چه در فرهنگ عامه و چه در قالب فراواقعیتی که دنیای ما را شکل می دهد، برای زنان دارای تهدید و فرصت، هر دو با هم است. فرصت هایی که بهره مندی از آنان، لاجرم تهدیدها را نیز به دنبال دارد. زنان اکنون به واسطه رسانه ای شدن فوتبال، قادرند به این پدیده توجه بیش تری کنند و از مخاطبان جدی آن محسوب شوند.

 

فوتبالی که پیش تر به سان یک دنیای مردانه از ورود هرگونه عنصر زنانه به درون خود جلوگیری می کرد، اکنون عرصه ای است که زنان روز به روز به دانش خود در بابش میفزایند، در آن شرکت می کنند و به عنوان مخاطب، دست به انتخاب می زنند.

 

اکنون زنان فرصت این را دارند که با چنین مشارکتی به عرصه علایق منحصرا مردانه انگاشته شده، قدم بگذارند و در نتیجه این اشتراکات، زبان یکدیگر را بهتر بفهمند. به عبارت دیگر، بازگشایی درهای بسیاری از سرزمین های ممنوعه به روی زنان، می تواند فرصتی باشد برای افزایش سهم و نقش زنان در زندگی، جا به جایی،

 

سهمی از قدرت به نفع آنان و در نهایت، آگاهی بیش تر از حقوق مسکوت مانده. اما از طرف دیگر، به شکل متناقضی نیز می تواند تلاش زنان برای مشارکت جویی در عرصه های قدرت را در قالب تجربه ای مجازی فراهم آورد و عملا توجه آنان را از حقوق پایمال شده تاریخی شان، به مصرف صِرف تولیدات رسانه ای، تقلیل دهد.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش روفوتبال، ابزار هویت بخشی

برای نسل های پیشین، ورزش یکی از راه های تشخیص هویت مردانه، برای مرد شدن بوده است. به زعم فوئر، فوتبال، جهانی را توصیف می کند که هویت انسان ها را می سازد. برخی هم با تحلیل های روان شناختی به شناخت ماهیت پدیده فوتبال و اثرات آن پرداخته اند. از منظر آنان فوتبال، عرصه نمادین نبرد میان «نهاد»، «خود» و «فراخود» است.

 

به این معنی که تیم مهاجم و شوت ها به عنوان نهاد، داوران و قواعد در مقام خود و تیم مدافع و جلوگیری از به ثمر رسیدن گل مانند فراخود عمل می کنند و بازتابی از مکانیسم روانی انسان هستند.چنین است که فوتبال می تواند در مجال مبارزه خود و فراخود، به تولید هویت بپردازد. زنان به مثابه نیمی از اجتماع و به عنوان بخش بنیادین آن،

 

نمی توانند از این روند جدا باشند. ظاهرا دنیای فوتبال، زنانه و مردانه ندارد. نه در عرصه فعال و به عنوان بازیکن و نه در عرصه منفعل (به معنای مقابل حالت اول و نه با اطلاق کلی) به عنوان تماشاچی.زنان قصد ورود جدی تر به زمین چمن را دارند و نمی خواهند آن را ترک کنند. ابعاد برنامه ها و سیاست های رو به گسترش فوتبال زنان در جهان،

 

فزونی باشگاه های زنانه، راه اندازی جام جهانی زنان از سال ۱۹۹۱، حضور زنان فوتبالیست در المپیک، راه اندازی لیگ ها و مسابقات مختلف، همه خبر از آن دارند که فوتبال، دیگر ملک طلق و منطقه حفاظت شده مردان نیست.اما مسئله هویت بخشی فوتبال به واسطه نوظهور بودن این پدیده، به همین جا ختم نمی شود؛ نتایج برخی پژوهش ها

 

نشان می دهد که جنسیت ادراک شده می تواند به واسطه نقش ورزشکاری تغییر یابد. (۱۵) به عبارت دقیق تر، ورزش می تواند بین دیدگاه کلیشه ای ورزشکاران زن و تصویر بدنی آن ها تعارض ایجاد کند. به طوری که این تعارض، منجر به اطلاق واژه «جنس سوم» برای این دسته از ورزشکاران شده است. ورزشکاران زنی که از نظر بدنی،

 

خود را یک زن نمی پندارند. چنین است که فوتبال حرفه ای می تواند هویت جنسیتی متفاوتی را در دختران ایجاد کند که در نهایت احساس کنند در مقایسه با زنان دیگر، افرادی کم تر دوست داشتنی هستند.

 

علل افزایش مشارکت زنان

با آغاز دهه هفتاد قرن بیستم، نقش های اجتماعی و فرهنگی زن و همچنین موانعی که از مشارکت فال زنان در فوتبال جلوگیری می کرد، شروع به تغییر کرد؛ چرا که تصویر زن به عنوان یک موجود خانه دار- که فعالیت هایش به کارهای خانه داری سنتی منحصر بود- به سرعت رو به دگرگونی نهاد. به طور کلی موارد زیر، مهم ترین عوامل افزایش مشارکت زنان در عرصه فوتبال هستند:

 

• تغییر مرزهای اجتماعی
• انعطاف آداب اجتماعی
• ظهور اسطوره های ورزشی زن
• جنبش های زنان
• تغییر رویکرد فکری جامعه
• تثبیت یافته های علمی

 

تغییر مرزهای اجتماعی

به دلایل فراوانی که اغلب آن ها فرهنگی و اجتماعی هستند، زن در طول تاریخ، فرصت کافی برای اثبات شایستگی های خود در ورزش پیدا نکرده است. یکی از دلایل این امر را می توان در مرزهایی که برای نقش اجتماعی زن در جامعه ترسیم شده است جست و جو کرد. بسیاری اوقات، رخدادهای اتفاق افتاده که زن در آن هآ، بر سر دوراهی زن بودن یا ورزش قرار گرفته و می بایست یکی از دو نقش را انتخاب کند، چرا که در اغلب جوامع انسانی،

 

مشارکت ورزشی به گونه ای سنتی به مردان اختصاص دارد و محیط و رسانه به افراد چنین القا می کنند که اصولا ورزش، و به طور اختصاصی تر فوتبال، اصولا دارای ویژگی هایی صرفا مردانه هستند.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو

بنابراین، تصویر ذهنی موجود از رشته ورزشی فوتبال در معنای رقابتی آن، به هیچ وجه با الگوی اجتماعی ترسیم شده برای زنان، سازش و هماهنگی ندارد. به همین دلیل است که عده ای بر کیفیت تاثیر مشارکت حرفه ای بر جسم، روان، ادراک و به طور کلی رفتار زنان، تردید دارند و در این زمینه هشدار می دهند.

 

از نظر فرهنگی، مرزهای میان مرد و زن در برابر هرگونه تغییری به شدت ایستادگی و مقاومت می کند. این یک حقیقت روشن است؛ زیرا بسترهای فرهنگی به نقش سنتی مرد این اجازه را داده اند که به طور نامحدود، سطح رفتاری مطلوب و استانداردی را به نمایش بگذارد.

 

حال آن که این رفتار مطلوب و استاندارد زن، از سوی مردان مورد توجه و تقویت مثبت قرار نگرفته و بعضا نامطلوب نیز ارزیابی شده است. چنین است که جامعه به طور طبیعی، موفقیتی را در عرصه ورزش از زنان طلب نمی کند و اگر هم چنین موفقیتی به دست آید، در مقایسه با مردان، چندان مورد توجه قرار نمی گیرد.

 

البته این توفیق طلبی مردانه جامعه با «مدال حریصی» برخی دولت ها و سیاست مداران در رقابت های بین المللی نظیر المپیک، متفاوت است. در این جا ورزشکار، فراتر از جنسیت به سربازی شبیه است که عملکردش با آبرو، عزت و افتخار کشورش پیوند می خورد. در چنین وضعیتی، بحث جنسیت از اولویت خارج می شود و موارد مهم دیگری جایگزین می شوند.

 

بر پایه نظر کواکلی، تصور مردم از مرد بودن بر پایه مرزهای اجتماعی استوار است و این تصور، ضرورتا با عملکرد ورزشی منافاتی ندارد. به اعتقاد وی، امروزه با شکسته شدن و گسترش مرزهای اجتماعی، ورزش به فعالیتی عام انسانی بدل شده است و مردم و رسانه ها هیچ شانسی را برای گسترش این مرزها و البته افزایش جذابیت های فوتبال از دست نخواهند داد.

 

انعطاف آداب اجتماعی

شاید مهم ترین مانع مشارکت زنان، به ویژه زنان کشورهای اسلامی، ترس دختران جوان از این باشد که در حین فعالیت ورزشی، زنانگی خود را از دست بدهند. این ترس از آن جا ناشی می شود که براساس تصور مردم، ممکن است فعالیت های شدیدیا ناگهانی، به دختران باکره آسیب برساند. علاوه بر این، پای عفت و حیا نیز به عنوان عنصر مورد تاکید «عرف»

 

جامعه در میان است. زیرا ممکن است فوتبال به عنوان ورزشی به دور از آداب اجتماعی و به واسطه نظاره گری مردان، حیای زن را خدشه دار نماید.این در حالی است که برخی مردان و حتی زنان مخالف فوتبال، به فوتبال زنان مثل پدیده ای نگاه می کنند که انرژی را هدر می دهد و با ویژگی ظرافت و لطافت زن در تعارض است. به هر حال،

 

حل مسئله تقاضا و علاقه مندی روزافزون زنان کشورهای اسلامی، به ویژه کشورمان به امر فوتبال، به جایی ختم شده ه حق مسلم پرداختن زنان به ورزش فوتبال، کاملا تثبیت شده و پوشش اسلامی در این راستا نه تنها به عنوان یک راهکار مشارکت، بلکه به پیام آزادی زنان مسلمان جهت مشارکت حرفه ای در فوتبال، بدون به خطرانداختن ارزش های مذهبی

 

و اجتماعی و همچنین حیا و عفت زنانه، تبدیل شده است، نگرشی که علی رغم مخالفت ها، با سرعت غیرقابل تصوری در حال پیشرفت است.

 

ظهور اسطوره های ورزشی زن

ورزش زنان فقط از سه طریق پوشش داده می شود. بیش تر اوقات درباره زیبایی زنان نوشته می شود که به آنان «سندروم کورنیکووا» می گویند. نام این سندروم، از نام مانکن و تنیس باز معروف، آنا کورنیکووا گرفته شده است. نوع دیگر مقاله های منتشره در مورد مضامین بی توجهی به ورزش زنان، دستمزد کم زنان در مقایسه با مردان و غیره نوشته می شوند.

 

این مقالات و گزارش ها برای هر دو جنس خسته کننده است و بالاخره، ورزشکاران زن فقط زمانی که با مردان رقابت کنند، مورد توجه قرار می گیرند.تمایز دوگانه ای بین فرد، تیم ورزشی و الگوهای جنسیتی در فوتبال وجود دارد. تقابل زنان و مردان و همچنین مرحوم بودن زنان از جنجال رسانه ای حاصل از ذات و مدیریت مردانه،

 

نشان دهنده نوعی تقابل دوگانه و البته پول ساز در این مسیر محسوب می شود. این تقابل آشکار، بین بازی و تماشای آن تمایز ایجاد می کند و علی رغم ایجاد سرگرمی، گاهی به خلق اسطوره های ورزشی زن منتهی می شود. در این جا ضروری است به مثالی در این رابطه اشاره کنیم:

 

داستانی افسانه ای از یونان باستان نقل شده است که در این داستان، پدر شاهزاده آتلانتا (دوشیزه بادپای یونان باستان) به خواستگاران قول داد دخترش را به عقد کسی درآورد که برنده یک مسابقه طولانی دو شود. اما آتلانتا خودش وارد مسابقه شد و به پیروزی رسید و بدین گونه استقلالش را حفظ کرد. گرچه شاه بعدها مجبور به تحمل انتقادات وسیعی گشت که به وی گزارش می شد، اما در مقابل آن ها عقب نشینی نکرد.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو

این داستان تنها متعلق به افسانه ها و اسطوره های باستانی نیست و رسانه های ورزشی مدرن هم این قدرت را دارند که چنین رویدادی را با شکل و شمایل دیگر خلق کنند. گرچه موضوع کتاب حاضر، فوتبال است ولی نقل این روایت تاریخی خالی از لطف نیست.

 

بابی ریگز، قهرمان ۵۵ ساله تنیس جهان، در مصاحبه ای در سال ۱۹۷۳ آشکارا گفته بود که بازیکنان تنیس زن، دارای توانایی کم تری هستند و حتی در سن او نیز می توان بهترین آن ها را مغلوب کرد. او در همین راستا، بیله جین کینگ، قهرمان تنیس زنان جهان را به رقابت دعوت کرده بود.

 

کینگ، مبارزه با او را قبول کرد و در مقابل چشمان بیش ترین تعداد تماشاچیانی که تا آن زمان ناظر یک بازی تنیس به طور زنده بوده اند و همچنین تماشاچیان تلویزیونی در ۳۶ کشور جهان، به طرز چشم گیری ریگز را با نتایج درخشان مغلوب کرد. بدین ترتیب، کینگ به گونه ای اسطوره ای، یک آتلانتای مدرن شد که همانند دوشیزه بادپای یونان باستان، قادر به رقابت با مردان در بازی های مربوط به خودشان بود.

 

جنبش های زنان

نهضت برابری زن و مرد، مهم ترین تاثیر را در ورزش داشته است. در طول قرن گذشته، این جنبش با نام های زیادی شناخته شده است و افراد دخیل در آن به دلایل و اهداف گوناگونی در این راه مبارزه کرده اند. یکی از دلایل مشترک که هنوز هم از موضوعات مهم است، برابری و تساوی زنان در برخورداری از بازی های المپیک و جام های جهانی است.

 

در همین راستا می توان به تشکیل فدراسیون بین المللی برابری ورزشی زنان، انجمن پیشرفت زنان و ورزش و انجمن جهانی ورزش زنان اشاره کرد.انجمن هایی که در طول سالیان اخیر، قدم های فراوانی برای برقراری عدالت و پیشبرد اهداف ورزشی زنان در سراسر جهان برداشته و البته به توفیقات فروانی هم در این زمینه دست یافته اند.

 

تلاش پیگیر مقامات زن فدراسیون فوتبال و مسئولان امور بانوان ورزش کشورمان برای حضور دختران محجبه تیم ملی ایران در رقابت های بین المللی و متقاعد کردن فیفا، از جمله دست آوردهای اخیر مربوط به رشد و توسعه فوتبال زنان در کشورهای اسلامی محسوب می شوند.

 

تغییر رویکرد فکری جامعه

در طول تاریخ، زن از این که قدم به میدان فوتبال بگذارد، همواره حالتی شبیه عذرخواهی داشته و انگار سعی داشته بدون داشتن تعهدی جدی در راستای مشارکت ورزشی، نقص و کاستی موجود در زنانگی خود را جبران کند. این حس را مردان و رسانه ها در طول سال ها حاکمیت خود بر فوتبال ایجاد کرده اند و تا جایی که توانسته اند دامنه سیطره خویش را نیز وسعت بخشیده اند.

 

این در حالی است که زنان، نیاز روانی بسیار قوی برای حفظ و تعقیب زیبایی و ارتقاء جذابیت خود دارند. این وضعیت در فرهنگ ها و نژادهای مختلف، یکسان است و ایده های خاص درباره جذابیت در این فرهنگ ها وجود دارد. همچنین، این ایده آل ها در طول زمان، تغییر می کنند.

 

گلیزر، با تمرکز بر جامعه آمریکا مدعی است که در طول پنجاه سال گذشته، ایده زیبایی، استاندارد لاغرتر بودن و داشتن فعالیت های ویژه، خود را برای بدن زنانه دیکته کرده و به آن ها القا کرده است که ورزش حرفه ای و فعالیت های بدنی سنگین، با ایده زیبایی و جذابیت در تضاد است. به هرحال، امروزه با تغییر این رویکرد رو به رو هستیم و زنان بسیاری هستند که حس متفاوت ورود به بهشت مردان را با هیچ پاداشی معاوضه نمی کنند.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش روتثبیت یافته های علمی

اما دلیلی که مردان به واسطه آن مخالفت حضور زنان در عرصه فوتبال حرفه ای هستند، تنها به مرزهای اجتماعی و حاکمیت مردانه جامعه محدود نمی شود. عرف و آداب اجتماعی، کارکردهای فیزیولوژیک و جسمانی بدن زنان و نیز حجب و حیای زنانگی، از جمله سایر موانعی هستند که مشارکت ورزشی زنان را یه میزان قابل توجهی تحت تاثیر قرار می دهند.

 

دلایلی که با پاره ای خرافات نظیر تاثیرات منفی ورزش حرفه ای بر امروی نظیر بارداری، زایمان، رشد استخوانی و عضلانی و ناراحتی های قاعدگی نیز پیوند خورده است.این در حالی است که نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهد که مردان به واسطه برخورداری از برخی ویژگی های فیزیولوژیک، در مقایسه با زنان، قدرت تحمل جسمانی بیش تری دارند

 

و زنان برای تولید همان مقدار انرژی، به کوشش بیش تری نیاز دارند. از این رو، جدای از مسائل روانی اجتماعی، به نظر می رسد رقابت زنان و مردان، به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، حداقل از بُعد جسمانی و فیزیولوژیک عادلانه نباشد.به همین دلیل بسیاری از افراد، آپارتاید جنسیتی و به عبارت بهتر، جداسازی جنسیتی رقابت های ورزشی زنان و مردان را منطقی می دانند

 

و نسبت به آن اعتراضی ندارند. در مقابل، هنوز بسیاری از دبیران و استادان مدارس و دانشگاه های غرب، با مسئله جداسازی و طبقه بندی فعالیت های ورزشی بر حسب جنسیت و به طور دقیق تر، ایده «ضعف جسمی زنان» مخالف اند و اختلاف نظرها در این زمینه ادامه دارد.

 

فوتبال زنان در ایران

در حالی که شکل گیری اولین باشگاه فوتبال در ایران، به سال ۱۳۰۰ باز می گرد، اولین تجربه های فوتبالی زنان در کشور ما تنها به سال ۱۳۵۱ مربوط می شود. در این سال، زنان نیز در برخی باشگاه ها نظیر تاج و پرسپولیس فوتبال بازی کردند. اما این رویه دوام چندانی نداشت و با انقالب اسلامی به تعطیلی کامل کشیده شد.

 

پس از انقلاب، با مباحثات و مجادلات فراوان در مورد ورزش و سایر عرصه های زندگی و طرح گفتمان های متنوعی چون «ورزش همگانی»، «ورزش قهرمانی» و «پهلوانی»، سرانجام رویکرد قهرمانی جای خود را باز کرد و از این جا به بعد، راهی گشوده شد که به حضور زنان در عرصه فوتبال کشور انجامید. رشد فزاینده علاقه مندی زنان برای حضور در تیم ها و باشگاه های فوتبال و مقایسه سرانگشتی رتبه جهانی تیم های ملی فوتبال زنان و مردان ایران،

 

نشان دهنده افق های روشنی در ارتباط با حضور زنان ایران در عرصه های جهانی و اجتماعی فوتبال است.امروزه مشارکت فعال زنان ایرانی در عرصه بین المللی فوتبال، نه تنها نشان دهنده تغییر آشکار مرزهای جتماعی و ورود زنان به عرصه های مردانه جامعه ایرانی است. بلکه با توجه به ارزش های دینی مذهبی کشورمان و برخورداری از حجاب اسلامی،

 

حامل پیام سیاسی، اعتقادی و جهانی زنان ایرانی به سراسر جهان نیز محسوب می شود؛ پیامی که حجاب را به یک «مصونیت» و نه یک «محدودیت» تشبیه کرده است.
نگاه جنسیتی به فوتبال زنان و چالش های پیش رو

با این حال، تقاضا و مخالفت ها برای ورود زنان تماشاگر به ورزشگاه ها، همچنان وجود دارد و صدور مجوز حضور برای زنانِ غیرایرانی در هنگام برگزاری بازی های بین المللی، بر آتش این خواسته که گویی به نیازی بدل شده است، میفزاید.

 

جمع بندی

موضوع توسعه فوتبال زنان در جهان، موضوع تازه ای نیست؛ اما اصطلاحا به روش «ناهانه» در حال پیشرفت است. روشی که براساس آن، ضربه مستقیما با ضربه دفاع نمی شود، بلکه آرام و هنرمندانه جهت حمله حریف را تغییر می دهد و اهداف از پیش تعیین شده خود را دنبال می کند. به عبارت دقیق تر، فوتبال زنان در سایه هیاهوی فوتبال مردانه،

 

راه خود را پیش برده و تاثیرات چشم گیری بر کالبد جامعه تحمیل کرده است. در این فصل سعی کردیم ابعاد گوناگون فوتبال زنان، کارکردها و علل افزایش مشارکت زنان در فوتبال را مختصرا شرح دهیم. گرچه مباحث مطرح شده در این فصل، نیازمند تامل و تحلیل بیش تری است، ما به عنوان فتح باب موضوع و آشکار شدن یکی دیگر از ابعاد پنهانی فوتبال، کافی به نظر می رسد.

 

 


مشاهده کلیپ

این پسر از همه دنیا هدیه سال نو می گیرد


این پسر از همه دنیا هدیه سال نو می گیرد

 پسری که اکنون در راس اخبار ورزشی جهان است،با نادرترین بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کند و مجبور است تا دنیا را با مبارزه با بیماری طی کند. فوتبال گاهی اوقات صحنه نمایش نبرد و مبارزه می شود تا پیروزی و رسیدن به افتخارات در زمین فوتبال. یکی از نمایش ها این روزها به هواداری مختص شده که با پیراهن فوتبال برای نجات زندگی خود می جنگد.

 

کمتر رسانه ای هست که طی یک هفته گذشته خبری از بردلی لوری منتشر نکرده باشد؛ پسر پنج ساله ای که از متعصب ترین هواداران ساندرلند است و با اتفاقاتی که در این یک هفته برایش پیش آمده، بیش از گذشته بر سر زبان ها افتاده است.حجم زیادی از نامه ها و هدایای کریسمسی در این مدت توسط پست به والدین بردلی رسیده

 

و موج جالبی از حمایت مردم از این کودک مبتلا به سرطان در تمام دنیا به راه افتاده است. این جریان از جایی به راه افتاد که یکی از هواداران تیم اورتون از تمام مردم دنیا خواست و آنها را تشویق کرد تا جایی که امکان دارد از این هوادار پنج ساله حمایت کنند؛ هواداری که از سال ۲۰۱۳ به بیماری نئوروبلاستوما مبتلا شده

 

و با یکی از نادرترین سرطان های دنیا مبارزه می کند. قدرت این بیماری خانواده بردلی را از نظر مالی به زانو درآورده و حالا آنها هزینه لازم برای درمان فرزندشان را ندارند.
این پسر از همه دنیا هدیه سال نو می گیرد

آشنایی با بردلی لوری

او پسر پنج ساله ای است که شجاعانه از دو سالگی مبارزه خود را با سرطان آغاز کر. زندگی بردلی در روز هفتم ژانویه سال ۲۰۱۳با ابتلا به سرطان نئوروبلاستوما کاملا دگرگون شد و اگرچه یک بار توانست این بیماری مهلک را شکست دهد اما متاسفانه در جولای ۲۰۱۶ بار دیگر دچار بیماری شد تا مجددا شیمی درمانی را آغاز کند.

 

اکنون والدین او به دنبال جمع آوری هزینه سفرشان به آمریکا هستند تا فرآیند درمانی وی تحت نظر پزشک متخصص قرار گیرد چون در کشورشان این امکان فراهم نبود. او به عنوان یکی از سرشناس ترین هواداران ساندرلند با کمک باشگاه در چندین بازی پیشاپیش بازیکنان و دست در دست جرمین دفوئه، کاپیتان تیم وارد میدان شد. جالب اینجاست که دفوئه در فوتبال الگوی بردلی است و او را می ستاید.

این پسر از همه دنیا هدیه سال نو می گیرد

هنگامی که خانواده بردلی متوجه شدند پسرشان به سرطان مبتلا شده، تومور به اندازه ای بزرگ شده بود که به بسیاری از اعضا و شریان های او فشار زیادی می آورد و آنها را تحت تاثیر قرار داده بود. سطان تمام سینه، کبد، غدد لنفاوی، استخوان و مغز استخوانش را فراگرفته بود اما پس از چندین عمل بزرگ و تعداد زیادی جلسات شیمی درمانی او از این بحران بزرگ عبور کرد

 

و بیماری اش کمی بهبود یافت. با این حال در همین جولای گذشته ۸۰ درصد سرطان به بدن وی بازگشت تا اکنون خانواده اش برای سفر به آمریکا به پول نسبتا زیادی نیاز داشته باشند؛ هزینه ای که تاکنون ۷۰۰ هزار پوند آن را جمع آوری کرده اند.

این پسر از همه دنیا هدیه سال نو می گیرد

آشنایی با نئوروبلاستوما

نئوروبلاستوما یک نوع از سرطان است که به طور معمول در نوزادان و کودکان دیده می شود. این بیماری از سلول های عصبی خاصی که نئوروبلاست نام دارند، رشد می کند و در پس رشد جنین در رحم پنهان می شود.این سرطان معمولا در غده های فوق کلیوی که بالای کلیه قرار دارند، شروع می شود اما در ادامه با شکل گیری در بافت های عصبی می تواند

 

وارد نخاع در گردن، سینه، شکم و لگن خاصره شود. این بیماری نادر به سرعت می تواند در قسمت های دیگر بدن مانند استخوان ها، نازک نی، غدد لنفاوی و پوست شیوع پیدا کند. به طور متوسط سالانه ۱۰۰ کودک در بریتانیا به نئوروبلاستوما دچار می شوند اما علت بروز این بیماری ناشناخته است.

 

کارت های کریسمس

کمپین بردلی زمانی شکل جدی تری به خود گرفت که بازیکنان اسبق تیم ملی انگلیس همچون رابی فاولر، آلن شیرر و جان تری به حمایت از آن برخاستند و از هواداران خواستند که برای این پسر خردسال در رسانه های اجتماعی کارت های کریسمس ارسال کنند. تاکنون بردلی بیش از ۲۰۰ هزار کارت کریسمس دریافت کرده که برخی از آنها از دورترین نقاط کره زمین نسبت به بریتانیا همچون نیوزلند و استرالیا به دستش رسیده است.

این پسر از همه دنیا هدیه سال نو می گیرد

پس از اینکه ماه سپتامبر باشگاه اورتون به خانواده بردلی کمکی ۱۰۰ هزار پوندی انجام داد، یکی از هواداران این باشگاه لیورپولی به فکر راه اندازی این کمپین برای جمع آوری پول مورد نیاز برای درمان هوادار پنج ساله ساندرلند افتاد. حالا بردلی در دنیا به اندازه ای مشهور شده که قرار است برای انتخاب برترین ورزشکار سال بریتانیا به مراسم دعوت شود و این احتمال هم وجود دارد که جایزه گل ماه لیگ برتر را به طور نمادین به وی اهدا کنند.

 

 


مشاهده کلیپ

گران ترین فوتبالیست تاریخ ورزش ایران


گران ترین فوتبالیست تاریخ ورزش ایران 

بازیکنان زیادی تا کنون توانسته اند لژیونر باشند و قیمت های فضایی پیدا کنند اما اکنون سردار آزمون توانسته است که بالاترین قیمت را از آن خود کند. سردار آزمون مهاجم ایرانی روستوف در بین بازیکنان لیگ روسیه بیشترین پیشرفت را از نظر ارزش در چند وقت اخیر داشته است. سایت مشهور ترنسفرمارکت که مرجع اصلی برای تعیین ارزش و قیمت بازیکنان فوتبال

 

در بازار نقل و انتقالات محسوب می شود در آپدیت جدید خود ارزش سردار آزمون را ۱۳ میلیون یورو اعلام کرده است. آزمون در آپدیت قبلی این سایت ۷ میلیون یورو ارزش داشت و پیشرفتی ۶ میلیون یورویی در این لیست داشته است.یکی از دلایل اصلی صعود آزمون از نظر ارزش در ترنسفرمارکت، درخشش مهاجم ۲۱ ساله ایرانی در رقابت های لیگ قهرمانان اروپا

 

عنوان شده است. آزمون در دور گروهی این رقابت ها موفق به زدن ۲ گل و ارسال ۱ پاس گل شد و عاملی تعیین کننده در ایستادن روستوف در مکان سوم گروه D رقابت های لیگ قهرمانان و رسیدن این تیم به یورو لیگ بود.
گران ترین فوتبالیست تاریخ ورزش ایرانهمچنین در این آپدیت کوئینسی پرومس هافبک هلندی اسپارتاک مسکو هم رشدی ۳ میلیون یورویی داشت و ارزشش در بازار نقل و انتقالات به ۱۸ میلیون یورو رسید.

 

 


مشاهده کلیپ

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند


بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند 

فوتبال به خودی خود باعث ثروت و پول می شود اما در مواقعی افراد ثروتمند و پولدار به دنیای فوتبال وارد می شوند که ما نام مشهورترین آن ها را به شما می گوییم. وقتی اسم فوتبال به میان می‌آید، ذهن‌ها معمولا به سمت ستاره‌هایی می‌رود که از زمین‌‌های خاکی و محله‌های فقیرنشین به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند.

 

بی‌شک داستان زندگی فوتبالیست‌های حرفه‌ای که با تلاش و کوشش از هیچ، همه چیز ساخته‌اند بسیار جذاب است. اما آشنایی با آن‌هایی که با بی‌پولی و گرسنگی کاملا غریبه‌اند هم خالی از لطف نیست. ستاره‌هایی که نه برای فرار از فقر، که صرفا به خاطر عشق این ورزش را انتخاب کرده‌اند.این مطلب نگاهی دارد به فوتبالیست‌های حرفه‌ای که در خانواده‌هایی ثروتمند بزرگ شده‌اند.

 

۱. جرارد پیکه

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

مدافع میانی اهل کاتالونیای تیم ملی فوتبال اسپانیا هیچ چیز در زندگی‌اش کم ندارد. او برای بارسلونا، یکی از بزرگ‌‌ترین باشگاه‌های دنیا بازی می‌کند و از طرف دیگر هم با شکیرا، خواننده پرآوازه کلمبیایی ازدواج کرده. این طور که پیداست زندگی همیشه روی خوشش را به پیکه نشان داده. او در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمده و هیچ‌وقت مشکل مالی نداشته.

 

پدر جرارد، “ژوان” یک وکیل و تاجر موفق است و مادرش، “مونسرات” هم ریاست یکی از معروف‌ترین بیمارستان‌های بارسلونا را برعهده دارد. پدربزرگ او، “آمادور برنابئو” با این که نامی به شدت رئال مادریدی دارد، رئیس سابق بارسلونا بوده.کارنامه حرفه‌ای این بازیکن هم نقاط درخشان کم ندارد: ۶ قهرمانی در لالیگا با بارسلونا، یک قهرمانی در لیگ برتر با منچستر یونایتد و ۴ قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا، سه بار با بارسا و یک بار با منچستر یونایتد.

 

۲. فرانک لمپارد

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

ستاره پیشین چلسی برای رسیدن به جایگاه کنونی‌اش خیلی به این در و آن در زد، اما نه از نظر مالی. پدرش که او هم فرانک لمپارد نام دارد، مدافع چپ وستهم بود و زندگی مرفهی برای خودش ساخت. هری ردنپ، مربی سرشناس انگلیسی هم دایی اوست. او و پسردایی‌اش جیمی ردنپ، بازیکن سابق لیورپول، تاتنهام و … محصولات یک خانواده کاملا فوتبالی بودند.

 

لمپارد در مدرسه “برنتوود” که یکی از معتبرترین مدارس خصوصی انگلیس به حساب می‌آید درس خواند و با نمراتی بالا فارغ‌التحصیل شد. او فوتبال را از وستهم، باشگاهی که پدرش هم در آن بازی کرده بود آغاز کرد و در چلسی به اوج شهرت رسید. فرانک بهترین گلزن تاریخ آبی‌ها است و به احتمال زیاد یک روز به عنوان مربی به این تیم باز خواهد گشت.

 

۳. کاکا

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

هافبک برزیلی در حال حاضر در لیگ فوتبال آمریکا برای اورلاندو سیتی بازی می‌کند. نام اصلی‌اش “ریکاردو ایزکسون دوس سانتوس لیته” است. برادر کوچک کاکا وقتی هنوز درست به حرف نیفتاده بود به جای ریکاردو، کاکا صدایش می‌کرد و او هم بعدها آن را به عنوان لقبش انتخاب کرد.

 

کاکا بر خلاف سایر فوتبالیست‌های مشهور برزیلی در فقر بزرگ نشد و از آنجایی که خانواده همه نیازهایش را برطرف می‌کرد هیچ‌وقت مجبور نشد بین فوتبال و مدرسه یکی را انتخاب کند. پدرش، “بوسکو ایزکسون پریرا لیته” مهندش و مادرش “سیمونه دوس سانتوس” معلم مدرسه بود.

 

کاکا یک مسیحی به شدت معتقد است و همه موفقیت‌هایش را نتیجه لطف و عنایت خدا می‌داند. شکستگی ستون فقرات در سن ۱۸ سالگی این بازیکن را تا مرز خداحافظی از فوتبال پیش برد، اما او توانست این مصدومیت را به کلی پشت سربگذارد. خودش معتقد است بهبودش معجزه‌ای از سوی خداوند بوده.

 

۴. رابین فان‌پرسی

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

ستاره هلندی با جدایی از آرسنال و پیوستن به رقیب‌ این تیم، منچستریونایتد ، دل خیلی‌ها را شکست. اما از آن بدتر برای هوادران آرسنال این بود که منچستر یونایتد در همان فصل اول با کمک او قهرمان لیگ برتر شد، اتقاقی که در طول ۸ سال حضور او در آرسنال برای این تیم نیفتاده بود.

 

فان‌پرسی هیچ‌وقت طعم فقر را نچشیده. پدرش، “باب”، مجسمه‌سازی معروف است و مادرش،”یوسه راس” هم نقاش، طراح جواهرات و معلم است. فان‌پرسی البته زندگی خانوادگی چندان خوبی نداشته. در کودکی پدر و مادرش از هم جدا شدند و پدرش بزرگش او را بزرگ کرد. رابین در مدرسه مشکلات زیادی داشت و یکی از بازیگوش‌ترین و شرورترین دانش‌آموزان مدرسه بود.

 

از آنجایی که رابین در خانواده‌ای هنری به دنیا آمده بود، هیچ‌کس انتظار نداشت فوتبال را انتخاب کند، اما او به دنبال چیزی هیجان‌انگیزتر از هنر بود. او راه والدینش را دنبال نکرد اما آن‌ها هم هیچ‌وقت پشت فرزندان‌شان را خالی نکردند.

 

۵. ماریو گوتسه

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

هافبک تهاجمی دورتموند در خانواده‌ای مرفه به دنیا آمده. پدر این بازیکن ۲۴ ساله که یکی از استعدادهای برتر اروپا به حساب می‌آید، “یورگن گوتسه” استاد دانشگاه فنی دورتموند است. او در اوایل دهه ۱۹۹۰ به عنوان پژوهشگر در دانشکده علوم کامپیوتر دانشگاه ییل آمریکا کار می‌کرد.

 

ماریو در سال ۲۰۰۱ وقتی ۸ ساله بود به دورتموند پیوست. خود او همیشه گفته که ثروت و شهرت پدرش تأثیر زیادی در پیشرفت‌هایش داشته، هرچند که به هیچ وجه نمی‌توان نبوغ این ستاره جوان را زیر سوال برد. دو برادر دیگرش فابین و فلیکس هم مثل او فوتبال را انتخاب کرده اند.

 

۶. هوگو لوریس

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

کاپیتان تاتنهام و تیم ملی فوتبال فرانسه که یکی از بهترین دروازه‌بانان حال حاضر اروپا به حساب می‌آید، در خانواده‌ای ثروتمند در نیس به دنیا آمد و بزرگ شد. مادرش وکیل و پدرش بانکدار بود. او قبل از فوتبال عاشق تنیس بود و در رده سنی خودش جایگاهی بالا در تنیس فرانسه داشت. اما وقتی ۱۳ ساله شد به سراغ فوتبال رفت.

 

زندگی البته همیشه روی خوش به هوگو نشان نداده. در سال ۲۰۰۸ در جریان یک بازی برای تیم نیس مادرش را از دست داد و وقتی به مرخصی نرفت و دو روز بعد از آن در دیدار بعدی تیم به زمین رفت، تیتر اصلی روزنامه‌های فرانسوی شد.

 

۷. اولیور بیرهوف

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

مهاجم سابق تیم ملی آلمان، فرزند دکتر “رولف بیرهوف” یکی از غول‌های انرژی این کشور بود. زندگی مرفه البته تنها چیزی نبود که رولف به پسرش داد، او از همان کودکی اولیور را با اخلاق کاری آشنا کرد. گفته می‌شود رولف یک بار اولیور را مجبور کرده در باغچه یخ زده خانه ضربه سر شیرجه ای را تمرین کند؛ فقط به این دلیل که با لباس‌های بدون لکه از تمرین فوتبال به خانه بر‌گشته بود.

 

این سختگیری‌ها البته دست آخر نتیجه داد و بیرهوف یکی از فوتبالیست‌های بزرگ آلمان شد. او با میلان قهرمانی در سری A را تجربه کرد و در یورو ۱۹۹۶ با زدن اولین گل طلایی تاریخ فوتبال جهان، تیم ملی آلمان را به قهرمانی اروپا رساند.

 

۸. ماریو بالوتلی

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

“سوپر ماریو” یکی از خبرسازترین شخصیت‌های فوتبالی حال حاضر دنیا در پالرموی ایتالیا از پدر و مادری اهل غنا به دنیا آمد. توماس و روز بارووا اما به دلیل ناتوانی مالی فرزندشان را به خانواده‌ای ایتالیا سپردند: فرانچسکو و سیلویو بالوتلی، زوجی ثروتمند که در منطقه اعیان‌نشین “کنچسیو” در شهر برشا ایتالیا زندگی می‌کردند.

 

پدر و مادر واقعی ماریو البته بعدها ادعا کردند که پسرشان را فقط برای یک سال به بالوتلی‌ها سپرده بودند و بعد از آن همه تلاششان را برای پس گرفتن او انجام دادند. اما وکلایی که این خانواده ایتالیایی به واسطه ثروتشان استخدام کرده بودند، کمک کردند تا آن‌ها در دادگاه برنده شوند.

 

وقتی ماریو بزرگ شد، با انتخاب نام خانوادگی بالوتلی پدر و مادر واقعی‌اش را کاملا از داشتنش ناامید کرد. او در زندگی هیچ‌وقت با مشکل مالی روبرو نشد و اگر کمی نظم و انضباط داشت می‌توانست کارنامه حرفه‌ایی پربارتری هم داشته باشد. او هنوز وقت دارد و با توجه به این که در تیم نیس عملکرد خوبی داشته، می‌تواند بیش از پیش امیدوار به آینده باشد.

 

۹. آندرآ پیرلو

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

ستاره ۳۷ ساله ایتالیایی که مثل بسیاری دیگر سال‌های آخر فعالیت حرفه‌ایش را در لیگ فوتبال آمریکا می‌گذراند، در خانواده‌ای بسیار ثروتمند به دنیا آمد. پدرش “لوئیجی” صاحب کارخانه فولادی است که در ۱۹۸۲ در شهر برشای ایتالیا تأسیس کرد. بخشی از سهام این کارخانه هم به پیرلو تعلق دارد. این طور که پیداست ستاره پیشین اینتر، میلان و یوونتوس بدون درخشش در فوتبال هم می‌توانسته حساب‌های بانکی پر از پول داشته باشد.

 

۱۰. جان‌لوکا ویالی

بچه پولدارهایی که وارد دنیای فوتبال شدند

ستاره پیشین بزرگ‌ترین باشگاه‌های اروپا از جمله یوونتوس، چلسی و تیم ملی فوتبال ایتالیا فرزند یک میلیونر ایتالیایی است و به همراه ۴ خواهر و برادرش در قصر ” بلجویوسو” در شهر “کرمونا”ی ایتالیا که ۶۰ اتاق داشته، بزرگ شده.ویالی به طور جدی گلف بازی می کند و در رقابت‌های قهرمانی “دانهیل لینکز” که از ثروتمندترین تورنمنت‌های اروپایی به حساب می‌‌آید هم شرکت کرده.

 

 


مشاهده کلیپ

گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس


گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس 

رامین رضاییان چهره بیاد ماندنی در بین بازیکنان پرسپولیس است که خیلی زود خود را در تیم نشان داد و فیکس شد. رامین رضائیان بعد از جنجال هایی که در ترکیه داشت بالاخره به تیم محبوب اش پرسپولیس بازگشت. حالا بعد از چندماه که ازآن جریانات می گذرد به سراغش رفتیم و درباره همه چیز از ترکیه و پرسپولیس گرفته تا تیم ملی با او هم صحبت شدیم.

 

از جنگ برگشت؛ این تیتر رو برای تو انتخاب کردیم چون با جنگ از پرسپولیس رفتی و با جنگ برگشتی و آنجا هم که جنگ شد! تازه شنیدیم در ترکیه دعوا راه انداختی تا به پرسپولیس برگردی و آنها مجبور شوند با جدایی تو موافقت کنند…

 

– من با صلح برگشته را ترجیح می دهم. من دنبال جنگ نیست. لطفا درباره ترکیه حرف نزنیم. عادت ندارم تمام وقت به گذشته برگردم. حل شدن در گذشته، آینده را از آدم می گیرد. من به آینده نگاه می کنم. این هم که گفتید در ترکیه دعوا راه انداختم تا برگردم پرسپولیس را نه تایید می کنم و نه تکذیب.

 

به هر حال برای پرسپولیس هر کاری می کنم چون عاشق پرسپولیس هستم ولی لطفا پرونده ترکیه را ببندید. یک چیزهایی ضرورت ندارد گفته شود. یک حرف هایی سوءتفاهم ایجاد می کند.
گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس

مگر می شود با رامین رضاییان حرف زد و از ترکیه نپرسید؟

 

– چرا نمی شود؟ این همه سوژه برای حرف زدن. دوست ندارم ذهن هوادار پرسپولیس را درگیر کنم. از تیم ملی بپرسید، از حضور پرسپولیس در آسیا… اصلا می خواهید من از شما سوال کنم! (خنده)

 

قبول… از اول شروع می کنیم. بر می گردیم اول اول اول… چه کسی اسم «رامین» را برای تو انتخاب کرد؟

 

– معلوم است… اسم رامین را خانواده ام و در رأس آنها پدرم برای من انتخاب کردند. به این دلیل که اسمم به نام خواهرم شباهت داشته باشد، اسمم را رامین گذاشتند.

 

اولین کسی که به تو گفت به درد فوتبال می خوری و برو دنبال فوتبال، چه کسی بود؟

 

– اولین کسی که به من گفت به درد فوتبال می خورم، در واقع کسی نبود! فکر می کنم استعداد من چنین زمینه ای را فراهم کرد که فوتبالیست شوم. البته پدرم در این مسئله نقش اصلی را داشت. پدرم مرا به دو و میدانی فرستاد، بعد به کشتی و ژیمناستیک رفتم و سپس به فوتبال آمدم.

 

فکر می کنم تمامی این مسائل طرز فکر پدرم بود و دست او را هم می بوسم. به این خاطر که هر چه دارم، از پدرم و خانواده گلم دارم.

 

خداوکیلی آن زمان فکر می کردی یک روز بازیکن تیم ملی و یکی از محبوب ترین بازیکنان ایران شوی؟

 

– فکر نمی کردم چنین اتفاقی رخ دهد. آدم رویاپردازی هم نیستم. کلا دوست داشتم به جاهای بالا فکر کنم. همیشه وقتی بازیکنان بزرگ را در تلویزیون می دیدم، با خودم می گفتم یعنی می شود یک روز در آن زمین بازی کنم و بتوانم به آن درجه برسم؟ خداوکیلی اینقدر تلاش کردم و زحمت کشیدم

 

که به این نتیجه رسیدم. چیزی در زندگی نیست که با تلاش به دست نیاید. وقتی کسی در کاری موفق نمی شود، بهانه می آورد و افراد دیگری را مقصر می داند، فکر می کنم نتیجه بی لیاقتی خودش است. آدم می تواند با تلاش و کوشش و طرز فکر درست به چیزی که می خواهد، برسد.

 

فکر می کنی بتوانی با تیم ملی به جام جهانی صعود کنی و حضور در جام جهانی هم به افتخارات تو اضافه شود؟

 

– مطمئنا همه تلاش خود را انجام می دهیم و اطمینان داشته باشید که با یک طرز فکر خوب و تلاش و کوشش بچه ها به جام جهانی هم صعود می کنیم.
گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس

وقتی تیم ملی به جام جهانی فرانسه راه یافت، یعنی هجده سال قبل، تو فقط هشت سال داشتی؟ خاطره ای از آن بازی ها داری؟ یادت هست چیزی از آن بازی ها؟ در آن تیم طرفدار چه بازیکنانی بودی؟

 

– نه، متاسفانه چیز زیادی در خاطرم نیست اما یادم می آید که بازی های تیم ملی را نگاه می کردم. حتی برد شیرین مقابل استرالیا و صعودمان به جام جهانی را کاملا به یاد دارم. یادم می آید پس از پاس گل آقای دایی و گل آقای عزیزی از خوشحالی به کوچه و خیابان رفته بودیم.

 

جام جهانی آلمان چی؟ در شانزده سالگی حتما خودت را عضوی از تیم ملی تصور می کردی؟ در رویا دوست داشتی جای کدام بازیکن تیم ملی باشی؟

 

– آن موقع خودم فوتبال بازی می کردم. دوست نداشتم جای کسی باشم و فقط تلاش می کردم یک روز خودم در جام جهانی بازی کنم. آن دوره فقط از تماشای بازی تیم ملی لذت می بردم و همه ملی پوشان را هم دوست داشتم. علی آقا دایی ،علی آقا کریمی، مهدوی کیا، هاشمیان، نکونام و همه…

 

ده سالگی کجا بودی؟ یادت هست در مدرسه پشت میز چندم می نشستی؟ بغل دستی تو چه کسی بود؟ در کدام محله زندگی می کردی؟

 

– بله، به مدرسه می رفتم و کلا بچه درسخوانی بودم. یادم می آید در مسابقات انفرادی شطرنج، مقام اول را کسب کردم. در دوی صحرانوردی هم مقام اول را به دست آوردم. در فوتبال چون یک ورزش جمعی بود، متاسفانه نتوانستیم به نتیجه هایی که دوست داشتیم، برسیم. یکی از بغل دستی هایم

 

اسمش آرمان رضوی بود. آن یکی هم مسعود… مسعود بود… حق پرست بود… نمی دانم… در مجموع باید بگویم همه بچه محل هایم را دوست دارم و به آنها عشق می ورزم. همیشه هم هر جا هستم از آنها یادی می کنم. در خواب ها و یادآوری گذشته ها همیشه به یادم می آیند.

 

ده سال بعد دوست داری کجا باشی؟ راستش را بگو؟ سی و شش سالگی خودت را چگونه تصور می کنی؟ هنوز دنبال توپ می دوی یا مربی شده ای؟

 

– دوست ندارم به هر قیمتی فوتبال بازی کنم. دوست دارم تا زمانی که در اوج هستم و وقتی که مردم مرا دوست دارند و برای دیدن بازی من اشتیاق دارند ،فوتبال بازی کنم. وقتی به سنی برسم که نتوانم بازی کنم، مطمئنا فوتبال را کنار می گذارم. فکر می کنم مربی خوبی شوم. مربیگری را خیلی دوست دارم.

 

به شدت تمرین و تلاش می کنم تا هم در زمان بازی یک بازیکن خیلی خوب و هم در مربیگری خیلی خوب باشم. اگر استعداد، دیسیپلین و کاراکترش را داشته باشم، مطمئنا می توانم مربی خوبی شوم.

 

تو با دو نفر از بهترین مربیان خارجی تاریخ فوتبال ایران کار می کنی؟ می توانی بگویی تفاوت برانکو و کی روش چیست؟ هر کدام شان چه ویژگی هایی دارند و از هر کدام شان چه چیزهایی یاد گرفتی؟

 

– من یک بار هم گفتم که نباید بین مربیان بزرگ فرق قائل شد. رزومه آقای کی روش مشخص است. او آدمی فوق العاده با شخصیت و یک مربی خیلی بزرگ است. آقای برانکو هم مربی بزرگی است. همیشه گفته ام و باز هم می گویم که فقط می خواهم هر کسی به عنوان سرمربی تیم در هر زمینه ای چه فوتبالی،

 

کشتی و در هر جایی انتخاب می شود، وقتی به او فرصتی می دهیم، همه از او حمایت کنیم تا بتوانیم آن عملکردی که می خواهیم را از مربیان مان دریافت کنیم.

 

در حال حاضر شخص آقای کی روش سرمربی تیم ملی است، پس همه بیاییم برای تیم ملی دعا کنیم و همه حمایت کنیم چون این تیم ملی با حمایت، موفق می شود چه برسد به پرسپولیس که آقای برانکو سرمربی تیم است. دیدید که وقتی از ایشان حمایت کردند، موفق هم شد. باید از آنها حمایت کنیم. من از هر دوی آنها سعی می کنم چیزی یاد بگیرم و مطمئنا تا الان هم خیلی چیزها یاد گرفته ام.
گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس

می توانیم از تو یک خواهش کنیم که به عنوان شاگرد کی روش و برانکو، به اتفاق سید جلال، بیرانوند، مهدی طارمی و سایر بازیکنان ملی پوش پرسپولیس، شرایطی را ایجاد کنید که روابط کی روش و برانکو با هم دوباره عادی شود؟

 

– در این مورد نظری ندارم. سعی می کنم به عنوان شاگرد آقای کی روش و برانکو سکوت کنم که بخواهد روابط شان تغییر کند. همین…

 

باورش سخت است بازیکنی در سطح تو قبول کند روی نیمکت بنشیند؟ ناراحت نیستی از این که در تیم ملی فیکس هستی و در پرسپولیس نیمکت نشین؟

 

– ربطی ندارد. نمی شود گفت من در تیم ملی ثابت و در پرسپولیس نیمکت نشین هستم. این مسائل در فوتبال، عادی است. آدم ها روزهای خوب و بد دارند و من هم سعی می کنم اینقدر تمرین کنم و اینقدر خوب باشم که اگر دوباره این افتخار نصیبم شد تا پیراهن مقدس پرسپولیس را بپوشم،

 

بتوانم با جان و دل برای پرسپولیس بازی کنم. این مسئله مهمتر از همه چیز است. می خواهم مثل همیشه ثابت کهم که با فوتبالم جواب محبت هواداران را می دهم نه با حرف و لب و دهنم.

 

برخورد هواداران پرسپولیس در کوچه و خیابان با تو چطور است؟

 

– هواداران پرسپولیس که خداوکیلی خیلی به من لطف دارند. روزی که از ترکیه برگشتم، فهمیدم چقدر بین هواداران محبوب هستم و چقدر دوستم دارند. مطمئنا این دوست داشتن را باید با عملکردت در زمین بازی، با جان و دل و دویدن برای پرسپولیس جواب بدهی؛ من هم سعی کردم همیشه با جان و قلبم برای پرسپولیس بازی کنم چون همیشه پسری بودم که با احساسم بازی می کردم.

 

در فوتبال ایران وقتی ۱۱، ۱۲ کیلومتر می دویدم، شب بعد از بازی، از بدن درد تا صبح بیدار بودم. خیلی از بچه ها به من می گفتند «وقتی یک – هیچ، دو هیچ جلو هستیم، چرا می دوی؟ عقب بمان و دفاع کن.» اما من می گفتم «نه، دوست دارم هواداران یک فوتبال هجومی را ببینند چون آنها فوتبال هجومی را دوست دارند و از تماشای آن لذت می برند.» من هم همیشه سعی می کنم اینطوری فوتبال بازی کنم.

 

برخورد هواداران استقلال چطور؟ بالاخره حتما در فامیل یا دوست و همسایه، استقلالی متعصب هم هست، آنها از تو شاکی نیستند که همیشه مقابل استقلال می درخشی؟

 

– خداوکیلی من همیشه به همه هواداران استقلال احترام گذاشته ام چون به هر حال تیم رقیب ما هستند. خدایی اگر بخواهم راستش را بگویم خیلی ها که من را در کوچه و خیابان می بینند، می گویند «چرا برگشتی پرسپولیس؟ نباید بر می گشتی و باید فوتبالت را در ترکیه ادامه می دادی.»

 

حالا نمی دانم چرا خیلی از استقلالی ها چنین حرفی را زده اند ولی برای من مهم این بود که دوباره عشقی را که در پرسپولیس دارم، آن دلی را که از خیلی مردم و بسیاری از هواداران شکستم، دوباره به دست بیاورم.

 

این موضوع شیرین ترین چیز برای من در زندگی ام است. به این خاطر که فکر نمی کردم آن روزی که من از پرسپولیس می روم، قلب خیلی ها را بشکنم. مطمئنا برگشتم تا بتوانم قلب آن عده را دوباره به دست بیاورم، آن هم اینکه با فوتبالم این کار را انجام دهم و نه با حرف زدن. سعی می کنم این کار شدنی باشد و اگر هم خدای نکرده اتفاق بدی افتاده، تلاش می کنم اگر می شود با فوتبالم جبران کنم.
گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس

در فضای مجازی هواداران پرسپولیس برای تو و طارمی با هواداران استقلال دعوا می کنند، نمی خواهی چیزی به آنها بگویی؟

 

– هواداران پرسپولیس خدایی خیلی عشق هستند. آنها آدم های خیلی خوش قلب و مهربانی هستند. فکر نمی کردم اینطوری شود و آن اتفاقات رخ دهد. شاید اگر به گذشته بر می گشتم، آن کارها را نمی کردم… مطمئنا آن کارها را انجام نمی دادم.

 

پدرت یک پرسپولیسی سرسخت است، وقتی در تیم های مختلف روبروی پرسپولیس بازی می کردی، پدر قبل یا بعد بازی چیزی به تو نمی گفت؟

 

– پدرم خیلی پرسپولیسی است و حتی وقتی که از پرسپولیس رفتم با من قهر کرد. برای برگشتنم به پرسپولیس هم خیلی زحمت کشید. اگر بخواهم داستان خودم و پدرم را تعریف کنم شاید یک کتاب بشود اما اگر بخواهم خلاصه بگویم، اید بگویم که او یک پرسپولیسی واقعا سرسخت است.

 

هر موقعی که مقابل پرسپولیس بازی می کردم هم به من می گفت که «با جان و دل بازی کن.» زیرا ما همیشه یاد گرفتیم نانی که سر سفره می بریم حلال باشد. همیشه هم برای تیمی که بازی می کردم سعی کردم که تمام تلاشم را انجام بدهم. من حتی وقتی در تمرین، تنیس فوتبال بازی می کنیم، دوست دارم برنده شوم. کل کل سر تمرین به کنار اما با جان و دل بازی می کنم و دوست دارم پیروز شوم.

 

از حسی که در اولین روزهای حضورت در پرسپولیس داشتی بگو؟ می دانیم از بچگی عاشق پرسپولیس بودی. باید خیلی قشنگ باشد یک جوان، پیراهن تیم محبوب دوران کودکی خود را بپوشد؟

 

– بله، حس قشنگی است. پوشیدن پیراهن پرسپولیس افتخاری است که نصیب من شده است. شاید خیلی ها در تیم های شهرستانی بازی کردند و خیلی هم پیشرفت کردند اما نتوانستند پیراهن تیم محبوب شان را بپوشند و این افتخار هیچ وقت نصیب شان نشده است. من خوشحالم این اتفاق برای من افتاده

 

و پیراهن مقدس پرسپولیس را می پوشم و همیشه این پیراهن را می بوسم و آن را نگه می دارم چون می دانم که این تیم چقدر بزرگ است و سعی می کنم دل هوادارانی که به ورزشگاه می آیند و کنار تیم هستند را همیشه شاد کنم تا بتوانم عشقی که از بچگی به پرسپولیس داشتم را ثابت کنم.

 

رفاقت تو با علی کریمی در فوتبال ایران زبانزد است، علی کریمی را برای ما توصیف کن؟

 

– علی کریمی اسطوره خیلی بزرگی است و کمتر کسی است که فوتبال او را دوست نداشته باشد و من هم از این قاعده مستثنی نیستم. شخصیت و فوتبال او را خیلی دوست دارم. همیشه دوست دارم او در کنار فوتبال و پرسپولیس باشد و گلم را هم به همین دلیل به او تقدیم کردم و خواستم بگویم که علی آقا نباید از فوتبال ایران دور باشد.

 

دوست دارم که او در کنار پرسپولیس باشد. او باید بیاید کنار پرسپولیس حتی به عنوان کمک مربی. البته علی آقا می تواند سرمربی تیم های بزرگی باشد اما به صورت کلی می گویم. چون علی کریمی واقعا دوست داشتنی است و من هم می خواستم بگویم باید قدر اسطوره های من را بدانیم.

 

دوست داشتی با علی کریمی در یک تیم همبازی بودی؟

 

– بله، همیشه دوست داشتم که با او هم بازی باشم. البته مقابل او بازی کردم اما هیچ وقت نتوانستم کنار او بازی کنم. در زمانی که علی کریمی، مربی تیم ملی بود هم چیزهای زیادی از او یاد گرفتم.

گفتگو با رامین رضاییان بازیکن پرسپولیس

پرسپولیس امسال در آسیا شرکت می کند، فکر می کنی توان موفقیت در لیگ قهرمانان آسیا را داشته باشید؟

 

– پرسپولیس، تیم بزرگی است و مطمئنا حضور در این لیگ قهرمانان آسیا الکی به دست نیامده است که بخواهد آن را الکی از دست بدهد. مطمئنا تمام تلاش خود را انجام می دهیم که یک مقام خوب کسب کنیم.

 

اگر به تو بگویند یک حق انتخاب داری، بین قهرمانی پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا، برد دربی و قهرمانی در لیگ برتر، کدام را انتخاب می کنی؟

 

– چیزی که من انتخاب می کنم، قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا است چون یک پوئن مثبت و افتخاری است که نصیب یک بازیکن می شود.

 

اگر حرفی در دلت مانده، بگو.

 

– نه. دلم هم عشق به هواداران پرسپولیس است. هواداران از شما ممنونم…

 

 


مشاهده کلیپ

مسعود شجاعی از فساد و تجاوز در فوتبال گفت


مسعود شجاعی از فساد و تجاوز در فوتبال گفت

مسعود شجاعی فوتبالیست خوب ایرانی با صراحت تمام از فساد و تجاوز در فوتبال ایران سخن گفت و از همه پشت پرده های آن گفت. حرف‌های جنجالی لژیونر ایرانی درباره فوتبال پایه باید بهانه‌ای برای یک بررسی بزرگ باشد

 

مسعود شجاعی با انتشار یک ویدئوی جنجالی ، فوتبال ایران را به چالش کشیده و حالا باید حرف‌های مهمش بررسی شوند.حرف هایش شوکه کننده بود.حرف های مسعود شجاعی که یکی از با سابقه های تیم ملی فوتبال است. یکی از کاپیتان های تیم. رو به دوربین خبرنگاری نشسته که چون حالا خارج از ایران است و با فارسی زبان های آن طرفی کار می کند، نمی دانیم می شود اسمش را نوشت یا نه.

 

مسعود اما حرف های مهمی زده. کاری به بخش های غیر فوتبالی اش نداریم. مهم همان بخش های فوتبالی اش است. حرف هایی درباره ناپاکی هایی که در آیین شرعی مان مجازاتش بالاترین مجازات هاست. مسعود در این باره حرف زده است. درباره دلالی و مهمتر از ان درباره تجاوز به کودکان خردسال به اسم آموزش فوتبال.

 

این بخش از حرف هایش را بخوانید:« من اگر این حرف ها را نزنم به نسل جوان تر از خودم که بعد از من می آیند خیانت کرده ام.وقتی در مدرسه فوتبال به بچه ۸ یا ۹ ساله تجاوز می شود به چه کسی مربوط می شود؟ مدیر باشگاه باید پاسخگو باشد. تا الان مدیری را بابت این موضوع باز خواست کردند؟»

 

شجاعی درباره حضور دلال ها در فوتبال هم گفت است: «به خود من زمانی که جوان بودم پیشنهاد دادند که شما مبلغی پول به ما بدهید تا تو را به تیم ملی ببریم. چه کسی این مسائل را رسیدگی می کند؟ مشکل اینجاست که سیستم ما فاسد است. یک یا دو نفر نیستند که این کار ها را می کنند. وقتی بخواهند

 

با این مسائل مقابله کنند نام خیلی ها بر ملا می شود و مشخص می شود که خیلی ها از اعضای اصلی سیستم پشت این قضیه هستند.»حدودا یک سال قبل بود که سرانجام گزارش تحقیق و تفحص جنجالی فساد در فوتبال منتشر شد. متن بلند بالایی که حمید رسایی و دوستانش در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس قبلی انجامش دادند.

 

کاری که دو سالی طول کشید. بازرسان شان با آدم های مختلفی حرف زدند و در نهایت هم جمع بندی شان این شد:«۱- صفایی فراهانی اصلاح طلب با تشکیل لیگ حرفه ای فوتبال ، بزرگترین خیانت را کرده است! ۲- عادل فردوسی پور و ۹۰ عامل ناهنجاری ها و مشکلات فوتبالند ۳- بی کفایتی علی کفاشیان مشکل ساز شده است.»

 

کفاشیان هم البته جواب بلندبالایی به این گزارش نسبتا سیاسی- انتخاباتی داد و در نهایت هم این پرونده به جایی نرسید. گفتند به مراجع قضایی فرستاده می شود و بعد هم به فراموشی تب انتخاباتی کشور فرو رفت و کلا همه یادشان رفت که اصلا چیزی بوده یا نه.

 

این بار اما در شرایطی که یکی به نام اندی وودوارد در فوتبال انگلستان موجی به راه انداخته و با اعترافاتش درباره فوتبال پایه و ماجرای تجاوز به او و خیلی از هم تیمی هایش ، فوتبال این کشور را به چالش کشیده ، مسعود شجاعی ، ملی پوش سرشناسی که برای ایران در دو جام جهانی بازی کرده و می تواند

 

تنها یار تاریخ مان باشد که سومین جام جهانی را هم تجربه می کند ، از تجاوز به بچه های مردم حرف زده است. در همان گزارش تحقیق و تفحص هم مواردی از این دست وجود داشته یا مثلا گزارش هایی را پیشتر عادل فردوسی پور در ۹۰ درباره این مسائل پخش کرد اما همه نیمه کاره رها شدند.

 

تقریبا یک ماهی از جام جهانی ۲۰۱۴ گذشته بود که محمود گودرزی ، وزیر وقت ورزش در دفترش میزبان مان بود. مازیار ناظمی هم بود. آنجا آقای وزیر درباره پرونده های فساد سخن می گفت که روی میزش هستند. می گفت باید برخورد کند. می گفت نمی تواند بگذارد دخترهای مردم برای فوتبال بازی کردن به محیط های ورزشی بیایند و بعد یکسری به بیراهه بکشانندشان.

 

او البته در فوتبال بانوان گام های بلندی برداشت و برخوردی جدی داشت. ولی همه چیز فقط فوتبال بانوان نبود. می گفت مدارس فوتبال پسرانه بدترند اما اثباتش دشوار است. در این بخش از دستش کاری بر نیامد و مشکلات ماندند. هر بار هم به دلایل مختلفی سعی شده کسی به این شکل مسائل ورود نکند اما روایت ها مدام تندتر و تندتر می شوند.

 

این بار که مسعود شجاعی دل به دریا زده و حرف هایی را گفته ، فارغ از اینکه بخش های دیگر حرف هایش چقدر درستند یا همین بخشش قابل اثبات است یا نه ، فدراسیون فوتبال مهدی تاج می تواند پیگیرش باشد. می تواند با داشتن بهترین کمیته اخلاق از زمان راه اندازی این کمیته ،

 

در هماهنگی با نهادهای مربوطه ، مسئله را واکاوی کند و به دور از هیاهو ، این پرونده را به سرانجام برساند. کاری که بی شک دشوار است اما نشدنی نیست. یادمان نرود که خانواده ها با هزار امید فرزندان شان را به این مدارس می فرستند. مدارسی که اجازه فعالیت شان را از فدراسیون فوتبال می گیرند

 

و اگر خدایی ناکرده فقط برای یکی از آنها یکی از این اتفاقات ناگوار بیفتد ، همه مایی که در این چرخه فوتبالیم ، مقصر هستیم.

 

خبر آنلاین

 

 


مشاهده کلیپ

گران ترین فوتبالیست های حال حاضر دنیا


گران ترین فوتبالیست های حال حاضر دنیا 

در حال حاضر نیمار برزیلی توانسته است گران ترین بازکن فوتبال جهان باشد. طی لیستی که می بینید بیشتر بازیکنان از تیم رئال مادرید یا بارسلونا هستند. در این بررسی عملکرد بازیکنان و سنشان مورد بررسی قرار گرفته است.

 

ارزش نیمار در این بررسی ۲۵۰ میلیون یورو تعیین شده و ستاره بارسلونا گرانقیمت ترین بازیکن بارساست. ارزش مسی ۱۹۰ میلیون یورو تعیین شده است و گریزمن با ۱۳۵ و رونالدو با ۱۳۰ میلیون یورو در رده های بعدی هستند.پوگبا، گرانقیمت ترین بازیکن تاریخ فوتبال با ارزش ۱۲۵ میلیونی پنجم است و بیل با ۱۱۰ میلیون یورو در رده ششم قرار دارد.

 

تیم گرانقیمت ترین بازیکنان فوتبال جهان در هر پست با ارزش ۱۱۰۰ میلیون یورو بدین شرح است : ده خیا (۵۸ میلیون یورو)، مارکینیوش (۴۷)، بونوچی (۵۰)، واران (۵۰)، لاپورته (۴۸)، وراتی (۷۲)، کوتینیو (۷۵)، پوگبا (۱۲۵)، مسی (۱۹۰)، گریزمن (۱۳۵) و نیمار (۲۵۰).

 

ارزشمندترین بازیکنان فوتبال جهان بدین شرح هستند:

۱- نیمار، بارسلونا، ۲۵۰ میلیون یورو

۲- مسی، بارسلونا، ۱۹۰ میلیون یورو

۳- گریزمن، اتلتیکو مادرید، ۱۳۵ میلیون یورو

۴- رونالدو، رئال مادرید ۱۳۰ میلیون یورو

۵- پوگبا، منچستر یونایتد، ۱۲۵ میلیون یورو

۶- بیل، رئال مادرید، ۱۱۰ میلیون یورو

۷- لوئیز سوارز، بارسلونا، ۹۵ میلیون یورو

۸- آگوئرو، منچستر سیتی، ۸۸ میلیون یورو

۹- هیگواین، یوونتوس، ۸۵ میلیون یورو

۱۰- مولر، بایرن مونیخ، ۸۲ میلیون یورو

 

 


مشاهده کلیپ

ازدواج بازیکن مشهور رئالی با سوپر مدل معروف


ازدواج بازیکن مشهور رئالی با سوپر مدل معروف 

بازیکن مشهور رئالی آلوارو موراتا با مدل مشهور و زیبا به نام آلیس کمپلو ازدواج کرد و عکس آن را با طرفدارانش در اینستاگرام به اشتراک گذاشت. آلوارو موراتا با پستی که در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام گذاشت، خبر ازدواج‌اش را رسانه‌ای کرد.

 

آلوارو موراتا با عکسی که در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام منتشر کرد خبرساز شد. بر اساس این پست،موراتا به آلیس کمپلو پیشنهاد ازدواج داده که این پیشنهاد با پاسخ مثبت نامزد آلوارو مواجه شده است.آشنایی موراتا و آلیس به زمان حضور آلوارو در یوونتوس باز می‌گردد. در واقع آلیس یک مدل مشهور و طراح لباس است

 

که در آن زمان در ونیز زندگی می‌کرد و بعد از آشنایی و نامزدی با مهاجم جوان وقتِ بیانکونری، راهی تورین شد.آلیس پس از بازگشت موراتا به مادرید نیز سریعاً با او بار سفر بست و راهی دیار ماتادورها شد. او در پاسخ به سوال خبرنگاران در مورد زندگی‌اش با آلوارو و تاثیر او بر زندگی حرفه‌ای آلیس گفت: «زندگی و احساس من متعلق به اوست.»

ازدواج بازیکن مشهور رئالی با سوپر مدل معروف

ازدواج بازیکن مشهور رئالی با سوپر مدل معروف

ازدواج بازیکن مشهور رئالی با سوپر مدل معروف

 

 


مشاهده کلیپ